آینه معرفت

فصلنامه علمی پژوهشی آینه معرفت وابسته به دانشکده الهیات و ادیان دانشگاه شهید بهشتی است.اولین شماره مجله در زمستان 1382به چاپ رسیده وبعد از انتشار 11 شماره از آن،موفق به دریافت درجه علمی پژوهشی از کمیسیون نشریات وزارت علوم،تحقیقات وفناوری گردیده است.این نشریه در پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (isc)نمایه گردیده وهم اکنون نیز از طریق پایگاههای اطلاعات علمی معتبردر اختیار علاقمندان قراردارد.مولفین محترم با مراجعه به راهنمای نویسندگان می توانند آثارو تالیفات خودرا از طریق سامانه ارسال نمایند.

نمایه شده در:

Google scholar

ISC


تصویر صفحه خانگی مجله

اطلاعیه‌ها

 
هیچ اطلاعیه ای منتشر نشده است
 
اطلاعیه‌های بیشتر

دوره 17, شماره 2: تابستان 1396

فهرست مطالب

بساطت حقیقی واجب بالذات یکی از مهمترین مسایل مورد بحثِ الهی دانان اسلامی است که جوانب گوناگون دارد. علامه طباطبایی در آثار مختلف خود بر بساطت حقیقی ذات الهی تاکید می کند و ادله ی بسیاری بر آن اقامه می سازد. اما با تحلیل مبانی ایشان، می توان دریافت که حداقل دو دیدگاه در باب این مساله دارد؛ اصطلاح بساطت حقیقی واجب بالذات و ادله ی اثبات آن بر مبنای نگرش ثبوتی به ماهیت و اصطلاح بساطت حقیقی او و ادله ی اثبات آن بر مبنای نگرش سلبی به ماهیت. از نظر نگارنده، دیدگاه دوم دیدگاه نهایی علامه طباطبایی است، از مشکلات دیدگاه نخست مبراست و مستقیما به اثبات بساطت حقیقی می پردازد. نگارنده به تبیین، تحلیل و اثبات برتر بودنِ دیدگاه دوم نسبت به دیدگاه نخست می پردازد. فمن الله توفیق.

مریم باروتی, رضا اکبریان
PDF
21-45

یکی از مهم ترین نظریه ها در باب روش شناسی فلسفه ملاصدرا نظریه تفکیک مقام گردآوری از مقام داوری است. بر اساس این دیدگاه، ملاصدرا صرفاً در مقام گرداوری از کشف و شهود عرفانی بهره گرفته است و در مقام داوری صرفاً تکیه بر برهان به عنوان روش حقیقی فلسفه دارد. پژوهش حاضر نشان می دهد برخلاف مدعای معتقدان به نظریه مذکور، ملاصدرا در مقام داوری نیز از کشف و شهود عرفانی در عرض برهان استفاده کرده است. ملاصدرا علاوه بر اینکه به این امر اذعان می کند آن را نقطه قوت فلسفه خود محسوب می کند. به عقیده نگارنده استفاده از کشف و شهود عرفانی در مقام داوری مسائل و مباحث فلسفی دارای نقدها و آسیب های روش شناختی مهمی است که می توان آنها را در قالب سه مسأله بیان ناپذیری، عدم قابلیت انتقال و نقدناپذیری کشف و شهود عرفانی مورد بحث و برسی قرار داد.

حسن رهبر, شمس الله سراج, سید یحیی یثربی
PDF
1-20

بر اساس تحقیقات جدیدی که در غرب انجام شده فرضیه نوینی در مورد اندیشه غزالی شکل گرفته است که مدعی است بر خلاف تصور رایج، تفکر عقلانی از نظر غزالی مهمترین ابزار معرفت و رسیدن به غایی­ترین هدف انسان است. گرچه غزالی به عنوان منتقد فلاسفه شناخته می­شود ولی روش فکری وی همواره مشحون از استدلالات عقلی و فلسفی است و لذا از دید برخی از محققان، غزالی سهم مهمی در عقلی سازی فرهنگ جهان اسلام و  انتقال اندیشه­های ابن سینا به اخلاف خود داشته است و خودش نیز در نظریه پردازی­های دینی و عرفانی خود از مبانی سینوی بهره­های فراوان برده است. در این مقاله سعی شده است محورهای اصلی غزالی­شناسی جدید و همچنین مبانی تصوف عقلانی غزالی مورد تحلیل قرار بگیرد. همچنین نشان داده شده است که رسیدن به بالاترین مراتب معرفت که در اندیشه غزالی به قلب نسبت داده می­شود از نظر او تنها پس از طی مقدماتی ممکن می­شود که در حوزه معرفت عقلانی است.

میترا (زهرا) پورسینا, حسین اجتهادیان, فاطمه (مهناز) توکلی
PDF
46-72

یکی از مولفه های اساسی مکتب سلفیه  تلقی خاص ایشان از صفات خبریه الهی است. این تفسیر منحصر به فرد که تحت عنوان مکتب اثبات صفات ارائه می شود ضمن عدم همخوانی با آراء و بیانات سلف واجد نوعی جزم اندیشی افراطی بوده و مجالی را برای تخطئه اعتقادی مخالفین سلفیه فراهم آورده است.در نوشتار حاضر رویکرد تفسیری ابوالثناء محمود آلوسی در مبحث صفات خبریه به عنوان محملی برای سنجش پایبندی وی به مکتب سلفیه مطرح شده است.آلوسی از رویکرد تفویض معانی صفات خبریه به عنوان رای مشهور سلف دفاع نموده و مراد بودن ظواهر صفات خبریه را به علت لوازم فاسدی چون تجسیم مردود می شمارد.وی در کنار اصالت دادن به مکتب تفویض تاویلات شائع و مجمع علیه سلف در تفسیر آیات صفات را نیز مقبول می داند.نگارنده بر این باور است که تفسیر آلوسی از صفات خبریه نه تنها قرابتی با مکتب اثبات مورد ادعای سلفیه ندارد بلکه نشانگر موافقت اصولی وی با مکتب کلامی متاخرین اشاعره است،هر چند آزاد اندیشی فقهی و کلامی آلوسی تمایزاتی جزئی را در این حوزه رقم زده است.

حمید ایماندار, حامد مصطفوی فرد
PDF
73-96

موضوع شاکله بحثی است درارتباط با انسانشناسی اسلامی وبحث سرنوشت انسان . آیا انسان دررقم زدن سرنوشت خوددارای اختیار بوده ودر این راستا تاثیردارد یاخیر از مباحثی است که ازهمان ابتدای تاریخ اندیشه در اسلام مطرح گردیده وموافقین ومخالفینی پیدا کرده که برای اثبات دیدگاه خود به آیات قرآنی وسنت نبوی استناد کرده اند.یکی از آیاتی که مورداستنادقائلین به سرنوشت مکتوب ومحتوم انسان قرار گرفته آیه 84 سوره اسراء بوده که دلالت دارد براینکه هر فردی برطبق شاکله خود رفتار می کندوطبق این دیدگاه شاکله عبارتست از همان طبیعت وسرشت اولیه ای که خداوند برای انسان آفریده است.اما مخالفین با این دیدگاه معتقدنددرتمام معانی که برای شاکله بیان گردیدیعنی "طبیعت ،باطن، خلق وخوی،روش وشیوه رفتار،مذهب،عادات،نیّت ،وآنچه انسان به درستی اش باوردارد" به نوعی معنای وابستگی انسان بدان نهفته است و شاکله امری است که انسان درارتباط مستقیم با آن وتحت تاثیر آن عمل می کند واز آن آزاد ورها نیست واز این جهت تفاوتی نداردکه شاکله را طبیعت اولیه انسان دانسته ودر این رابطه دیدگاه جبری داشته باشیم یا اینکه شاکله را محصول اخلاق ورفتار وعادات انسان دانسته ودر این رابطه دیدگاه  غیر جبری داشته باشیم.در دیدگاه دوم، شاکله در ارتباط با شخصیت وهویت انسان بوده ویکی ازعمیقترین آموزه های قرآنی درارتباط با انسان وشخصیت او ومولفه های تشکیل دهنده شخصیت واساس تعلیم وتربیت اسلامی می باشدوازاین رواین بحث گستره ای بیشتر وعمیقتر ازبحث جبر واختیار وسرنوشت دارد.تاثیرگذاری عمل درشاکله واینکه انسان درگروعمل خود بوده ومیزان هویت انسان وابسته به میزان سعی اوست واینکه نیت وانگیزه هایی که فرد برای عمل خود دارد بطور مستقیم بر شخصیت وهویت او تاثیر گذاشته وسبب ایجاد شاکله برای او می گرددازنتایج همین دیدگاه درباره شاکله است.بر این اساس برای انسان سه سطح هویت تحقق می یابد که عبارتست از هویت ظاهری، هویت واقعی وهویت حقیقی.

مرتضی سمتون
PDF
97-124

طمأنینه مقامی است که اهل عرفان، معتقدند قرار دائمی با وصول به آن امکان پذیر است. امّا طمأنینه به عنوان یک مشترک لفظی با متعلّق­های متفاوت در قرآن کریم و به تبع آن در کلام صوفیان مطرح شده است. در قرآن، دنیا متعلّق اطمینان قرارگرفته و امکان طمأنینه به دنیا نیز تصدیق شده است. (یونس:7)  

البته صوفیان می­گویند هر نوع آرامش، غیر از «طمأنینه»ای که از طریق رسیدن به «وطن»، یعنی خاستگاه وجودی انسان، ایجاد شود نه دائمی است و نه اصیل. تستری در تفسیر عرفانی خود و ذیل آیه­­ ی «فَإِنْ‏ أَصابَهُ‏ خَيْرٌ اطْمَأَنَ‏ بِهِ‏» (حج:11) معتقد است انسانی که هنوز دارای هواست و به عبارتی به طمأنینه مطلق نرسیده، هر دریافت (مادّی یا معنوی) که باعث احساس «رضایت قلبی» و «نشاط نفس» او بشود، به همان طمأنینه می‎یابد.‏(تستری: 1423: 106)

امّا با نظر دقیق عرفانی، طمأنینه مخلوط به هوا، یا همان طمأنینه پیش از وصول به وطن، «طمأنینه در غربت» است و مجازاً به آن طمأنینه گفته شده است.

آیا وصول به طمأنینه مطلق شدنی­ست؟ معنای «وطن» که عارفان، طمأنینه را جز با وصول به آن امکان پذیر نمی­دانند چیست؟ اعتقاد به حقیقت عرفانی «طمأنینه» چه تلازماتی در بینش عرفان نظری و علمی عارفان داشته است و آنان بر این اعتقاد چه تلازماتی را بار کرده­اند. در این نوشتنار به بررسی پاسخ این سؤالات از متون عرفانی صوفیان نخستین تا عصر ابن عربی پرداخته‎ایم.

عادل مقدادیان, مسعود صادقی
PDF
125-147

مسئله ثبات شخصیت از آن­جایی که به مقولات و مباحث هستی­شناختی و معرفت­شناختی گره می­خورد از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ در این میان، ملاک­هایی که برای ثابت شخصیت ارائه شده است گرچه به لحاظ معرفت­شناختی می­توانند به کار آیند، اما از جهت هستی­شناختی محل اختلافات جدی­ بوده و مستلزم بررسی نقادانه است. در باب جنبه وجودی بحث از هویت شخصیه، گروهی منکر هرگونه هویت و جوهر ثابت برای انسان گشته و به­این­ترتیب خود را از ارائه ملاک ثبات شخصیت نیز رهانیده­اند؛ درحالی که مدافعان ثبات شخصیت نیز سه ملاک بدن، حافظه و نفس مجرده را به عنوان مبنای حفظ هویت شخصیه مطرح ساخته­اند؛ از آن میان، ملاصدرا منکر ملاکیت بدن و حافظه برای این امر می­باشد و نفس مجرده را ملاک ثبات و این همانی شخصی معرفی می­کند. این­ در حالی است که قول به حرکت جوهری نفس توسط صدرا، زمینه طرح این شبهه می­شود که اگر نفس در حرکت دائمیِ جوهری است، پس ثبات شخصیت که هر انسانی آن را احساس می کند و خود صدرا هم آن را قبول دارد، چگونه قابل تبیین خواهد بود؟ و آیا بین پذیرش توأمان این دو مدعا، تهافت وجود ندارد؟ به نظر می­رسد که با تدقیق و تامل در اندیشه صدرایی و بیان تقسیمات مختلف حرکت جوهری می­توان تهافت مذکور را ظاهری و قابل رفع دانست.

مجید احسن, میلاد نوری ﻳﺎﻟﻘﻮﺯﺁﻏﺎﺟﻲ
PDF
148-172