دوره 11, شماره 2

تابستان 1390

فهرست مطالب

قريب به اتفاق پژوهشگران در خصوص پاسخگويي به مسئلة اطلاق يا نسبيت اخلاق به تفسير و توجيه آيات موهم نسبيت اخلاق پرداخته‌اند (بعد سلبي اطلاق اخلاق) و بررسي بعد ايجابي اطلاق اخلاق با نگاه قرآني جايي در تحقيقات آنها نداشته است. افزون بر اين، پژوهشگران از اهميت نتايج مترتب بر تحليل برخي مسائل اساسي فلسفة اخلاق از ديدگاه قرآني در جهت حل مسئلة نسبيت اخلاق غفلت ورزيده‌اند. اين دو مسئله انگيزة نگارش مقالة حاضر قرار گرفته است. مقاله در گام نخست، بررسي بعد ايجابي اطلاق اخلاق از طريق تحليل مستقيم آيات قرآن کريم در اين باره و در گام دوم نتايج نگاه قرآني به برخي مباحث اساسي فلسفة اخلاق اساس و پاية حل مسئلة نسبيت اخلاق قرار گرفته است.
نهله غروی نائينی, حميد ایماندار, نصرت نیلساز
PDF
چگونگي علم خداوند به مخلوقات خود، پيش از ايجاد و پس از آفرينش، همواره براي فلاسفه مسئله‌اي دشوار و مورد اختلاف بوده است، تا جايي كه در مباحثي مانند علم به جزئيات زماني و متغير، برخي از فيلسوفان متهم به كفر شده‌اند. ديدگاه فيلسوفان مشائي و اشراقي از يك سو، تأثير مكتب عرفاني و آيات قرآني از طرف ديگر، موجب پر بار شدن اين مبحث در حكمت متعاليه گرديد. نظريات حکماي پيش از صدرالمتألهين تبيين قابل قبولي در باب علم الهي ارائه نکرده و هر کدام، به ويژه در علم ازلي خداوند به ممکنات و نيز علم به جزئيات متغير مادي، با مشکلاتي مواجه‌اند. با طرح و تحليل «وجود رابط» توسط ملاصدرا، تبيين ديگري از علم خداوند قابل ارائه است، به گونه‌اي كه مشكلات ديدگاه‌هاي پيشين را ندارد. مطابق اين بيان ذات خداوند به نحو بساطت، داراي جميع کمالات آفريده‌هاي خود، پيش و پس از خلقت است. از طرفي وجود ممکنات اعم از مجردات و ماديات، امور كلي و نيز جزئيات متغير، شأني جز وابستگي و تعلق به علت خويش ندارند و به همين خاطر عين حضور نزد خداوند هستند. اين همان علم كامل مطلق خداوند نسبت به مخلوقات خود در تمام مراتب آنهاست.
عبدالعلی شکر
PDF
گمان شايع بر اين است كه مدرنيته به واسطة سهم شايانش در پيشرفت، قدرت انتخاب بشر را افزايش داده است. اين تلقي كه از جهاتي صائب نيز هست در اين مقال، با دو پرسش مواجه شده است: مدرنيته به افزايش قدرت انتخاب «كدام انسان» كمك كرده و قدرت انسان را در «چه انتخابي» افزايش داده است؟ بررسي در مورد اين دو پرسش، يك‌بار با تمركز بر عناصر مميز و مقوم مدرنيته در «مقام تعريف» انجام گرفته است و بار ديگر با تأمل بر محدوديت‌‌آفريني‌هاي مدرنيته و انتخاب‌هاي ممكن در «مقام تحقق». مقالة "مدرنيته و قدرت انتخاب"، پس از آوردن شواهدي در تأييد مدعيات، به اين نتيجه رسيده است كه چون مدرنيته يك كل منسجم است و از معدود ايده‌ها و انديشه‌هاي كلان در زندگي بشر كه به تحقق درآمده و به جرياني هژمونيك و الگويي مورد غبطه و تأسي ديگران بدل شده است، دچار نوعي تمام‌گرايي، خاتميت، ‌انحصار و برتري‌جويي گرديده است و همين خصوصيات عارضي به اضافة برخي خصايص ذاتي، ‌نظير بي‌اعتنايي به مسئلة برابري و ناديده‌گرفتن ديگر ابعاد وجودي انسان، باعث شد به مانعي در برابر انتخاب‌هاي اساسي و شالوده‌شكن انسان معاصر بدل گردد.
عليرضا شجاعی زند
PDF
متفكران حوزه‏های گوناگون در بارة ايمان و سرشت آن به بيان ديدگاه‏های خود پرداخته و گاه نظرياتی در مقابل يكديگر ابراز كرده‏اند. مقايسه و تطبيق اين ديدگاه‏ها و بررسی آنها می‏تواند به روشنگری در باب ايمان كمك كند. در اين جستار ماهيت ايمان از ديدگاه ابن عربی، از حوزة اسلامی و پدر عرفان نظری و كی‏يركگور از حوزة مسيحيت بررسی و مقايسه می‌شود. در باب ماهيت ايمان، ديدگاه‏های معرفت گرايانه، تصديق‏گرايانه، عمل گرايانه و ... از سوی انديشمندان اسلامی و ديدگاه‏های گزاره‏ای، پديدارشناسانه و اراده‏گرايانه و ... از سوی متفكران غربی مطرح شده است. ابن عربی براساس مبنای واقع‏گرايی نگاهی معرفت‏گرايانه و تصديق‏گرايانه به ايمان دارد و ايمان حقيقی را ايمان قلبی پيش و پس از شهود می‏داند،گرچه ايمان پس از شهود را از استحكامی ويژه برخوردار می‏داند. كی يركگور با مبناهايی چون شكاكيت فلسفی و غير واقعی دانستن متعلقات ايمان، نگاهی معرفت ستيزانه و اراده گرايانه به ايمان دارد و اركان آن را اراده، خطرپذيری و تحمل انواع رنج‏ها قلمداد می‏كند.
سيديدالله يزدان پناه, احمد رزمخواه
PDF
آقانجفی از جمله صاحب‌نظرانی است که در مورد یکی از مهم‌ترین مسائل فلسفی و عرفانی یعنی مسئلة جایگاه انسان در هستی و ارتباط او با خدا سخن گفته است و از آنجا که به پیروی از افلاطون و ملاصدرا، معتقد به اصالت وحدت و تشکیک وجود است، انسان را موصوف به صفات الهی می‌شناسد (الا در مورد صفات عزت و تکبر که خاص خداوند است) و وصول حق را کمال مطلوب انسان و سعادت و کمال را غیرقابل انفکاک می‌داند. انسان در نزد او برتر از همة موجودات و ملائکه، (حتی در عبادت) و خلیفه و جانشین خدا در زمین است. از نظر آقانجفی دل شکستة مؤمنان جایگاه خداوند است. آقانجفی در حقیقت خداوند را از آن جهت که جامع کمال صفات انسانی است انسان کامل دانسته و با وجود اینکه تأثیر محیط و وارثت را نادیده نگرفته است، نقش اساسی را به فطرت و اختیار می‌دهد و ارادة انسان را در راستای ارادة الهی می‌داند. از نظر او علم الهاماتی غیبی و فیوضاتی باطنی است که از مقام شامخ عقل فعال بر قلوب معموره ریزش کرده و انسان توانایی آن را دارد که از طریق کشف و مشاهدة باطني اندیشه‌اش را ارتقا بخشد. او بــه عنـوان یک فیــلسوف مصـلح، در صحنه‌های اجتماعی،عقاید مذهبی را برای حل و فصل مسائل اجتماعی در یک حوزة فعال فرهنگی به کار بسته و حسن استفاده را می‌کند.
موسی‌الرضا امین‌زارعین
PDF
عقل به مثابه يکي از ابزارهاي شناخت و معرفت انساني جايگاه رفيعي بين فلاسفه و انديشمندان دارد، اما در عرفان بسياري از عارفان، عقل را حجاب شناخت و معرفت مي‌دانند، موضوع اصلي درعرفان نظري ابن عربي و نگرش عرفاني ملاصدرا، شناخت اسما، صفات و افعال حق تعالي است. ابن‌عربي در عين احترام به جايگاه عقل، عقل نظري را در معرفت به حق عاجز و ناتوان مي-شمارد و معتقد است عقل در شناخت حق تعالي دو مقام و مرتبه دارد: يکي مقام ادراک و ديگري مقام قبول و پذيرش، عقل را در مقام ادراک و شناخت ذات حق و بعضي از مراتب تعينات و تجليات حق، ناتوان معرفي مي-کند. اما عقل را در مقام پذيرش و قبول، قادر به شناخت حق می‌داند و براي آن محدوديتي قائل نيست. ملاصدرا نيز براي عقل در شناخت حق و اسما و صفاتش حد و مرزي قائل است و معرفت حقيقي را از راه شهود قلبي و فراتر از استدلال عقلي ميداند. وجه مشترک ملاصدرا و ابن‌عربي در اين است که هردو معتقدند، راه‌هاي حسي و عقلي براي رسيدن به همة جنبه‌هاي عالم واقع، ناقص و ناتمام هستند، اما همين ابزارهاي شناخت يعني حس و عقل و خيال را مظهري از مظاهر حق ميدانند كه انسان بايد حد و حدود هر يك را بداند و هيچ كدام را ملاك قضاوت نهايي در مورد ناشناخت ها قرار ندهد.دراين مقاله ابتدا نظر ابن عربي و سپس ديدگاه ملاصدرا طرح و به دنبال آن وجوه اشتراک و افتراق آنها در مورد عقل بررسي مي‌شود.
بهزاد مرتضايي
PDF
قوه و فعل نحوة وجود است که اين نحوة وجود صلاحيت آن را داردکه در تحليل عقلي دو معني از آن انتزاع شود: به اعتبار اينکه شيء خودش خودش است فعليت و و از آن نظر که مي‌تواند شيء ديگر بشود بالقوه ناميده می-شود. قوه حالتي است که موجود به واسطة آن آمادة پذيرفتن مي‌شود. قبول به اشتراک لفظي به معني انفعال و اتصاف نيز به‌کار مي‌رود. قابليت به معناي اتصاف و فاعليت به معناي اقتضاء نه تنها در يک ماهيت بلکه در وجود واحد نيز قابل جمع است، اما اختلاف حيثيات سبب عدم اجتماع خواهد شد، لذا حيثيت فعل و وجدان با حيثيت قوه و فقدان اجتماع نخواهد نمود. مقالة حاضر به تحليل و تبيين حيثيت قوه وفعل در قابل و فاعل مي‌پردازد.
جمشيد صدري
PDF