دوره 12, شماره 1

بهار 1391

فهرست مطالب

بحث از نظام پاداش و جزاي الهي در جهان آخرت و کميت و کيفيت عقوبت اُخروي، به-ويژه مسئلة جاودانگي جهنم و خُلود عذاب اُخروي، از مباحث مهم در کلام، فلسفه و عرفان بوده است. ا‌بن‌عربي به‌عنوان انديشمندي برجسته در ساحت عرفان نظري، نخستين كسي است كه برخلاف متشرعان و عامة اهل ديانت، در رويکردي ويژه و استثنايي، ضمن قائل‌شدن به ناپايداري و محدوديت عذاب الهي، «جهنم» و کيفر اُخروي را امري نسبي و داراي مفهومي متغير مي‌داند. وي در نظريه‌پردازي عرفاني خود به‌مدد تأويل و با بهره‌گيري از تمثيل، ضمن اثبات نسبي‌بودن معناي دوزخ و عذاب، با رويکردي عاطفي و انسان‌دوستانه درصدد نشان‌دادن ناچيزبودن اعمال انسان در برابر رحمت بي‌کران‌ الهي است. ابن‌عربي، با بازگرداندن معناي «عذاب» به ريشة لغوي «عذب»- به‌معناي گوارا و دلنشين- معتقد است نحوة پذيرش عذاب اُخروي را از سوي گروه‌هاي مختلف اهل دوزخ، با توجه با استعدادها و قابليت‌هاي متفاوت آنها، عذاب را براي آنها در اشكال و كيفيات متنوع، به امري گوارا و دلپذير تبديل مي‌گرداند. «تناسب كيفر اُخروي با عمل دنيوي»، «امکان خُلف وعيد از جانب خدا در روز قيامت» و «عَرَضي‌بودن عمل انسان‌ در برابر جوهري‌بودن فطرت الهي در وي» از جمله دلايل ابن‌عربي براي اثبات ديدگاه خود در خصوص ابدي‌نبودن عذاب اُخروي است.
هاتف سياه کوهيان
PDF
روش و شيوة شناخت دين، از پر مناقشه‌ترين مباحثي است که پس از رحلت پيامبر اسلام (ص) و در دوران غيبت وعدم دسترسي به پيشوايان معصوم عليهم السلام مطرح بوده است، بدين معني که اگر ميان حکم قطعي و مسلم عقل و ظواهر متون ديني تعارض پيش آيد چه بايد کرد؟ درچنين مواردي، همواره در تقدم عقل يا سهم آن در فهم مفاد وحي - درهر دو عرصة کلام و فقه يعني اصول و فروع دين - اختلاف نظر و برداشت‌هايي وجود داشته و دارد. اين تفاوت برداشت‌ها، در حوزة معرفت ديني، سبب اُفت وخيزها و فراز ونشيب‌هاي فراواني بوده وهمچنان ادامه دارد. در محدودة تفکر اسلامي از يکسو ظاهرگرايان و حنابله و اشاعرة اهل سنت و اخباري‌هاي شيعه و از سوي ديگر قدريه ومعتزله و تفکر اجتهادي اماميه قرار دارد. بررسي اجمالي اين مطلب، به ويژه در ميان پيروان اهل بيت(ع) و نگاهي به اخباري‌هاي افراطي شيعه و نيز جريان‌هايي که هر چند اظهار مخالفت رسمي با عقلگرايي نمي‌کنند، ولي عملاً براي تشخيص عقل، اعتبار چنداني قائل نيستند و نيز تفکر رقيب آنان، که در هر دو عرصة فقه و کلام، بر اعتبار عقل، تأکيد نموده وپاي مي‌فشارد و ترجيح اين تفکر، موضوع اين مقاله است. درپايان، به تضمين‌هايي که مي‌تواند از انحراف و افتادن در مسير عقل‌گرايي افراطي و لوث شدن معارف بلند الهي، پيشگيري نمايد نيز اشاره شده است.
حسين مقيسه
PDF
سهروردي فيلسوفي اشراقي است که ابداعات قابل توجهي در حوزة فلسفه، عرفان و تفکرات معنويت ‌محور بيان داشته است. چيستي و چگونگي کسب تجارب معنوي و حقيقت آنها که در همة فرهنگ‌ها، مکاتب و اشخاص توجهي خاص به آنها مي‌شود، از جمله حيطه‌هاي فکرآفرين سهروردي است. دو ديدگاه عمده در چيستي اين‌گونه تجارب مطرح است: ذات‌گرايي که بر انسجام چنين تجاربي و مشترک بودن آن بين افراد و مکاتب تأکيد دارد؛ و ديدگاه ساخت‌گرايي که معتقد است تفکرات و ايده‌هاي مکاشفه‌گر در پيدايش و شکل‌دهي به تجارب مينوي نقشي اساسي داشته است؛ بنابراين، تفاوتي ماهوي بين تجارب افراد و آنچه متعلق به سنت‌هاي فکري مختلف است وجود دارد. در تفکر سهروردي اتحاد با نور، زمينه‌ساز مکاشفة عرفاني و تجربة مينوي است، البته ديدگاه خاص نفس‌شناسانه و روان‌شناسي وي در تحقق آنها دخيل است که با اشراق و مشاهده همراه می‌باشد و با اتحاد و فنا صورت مي‌پذيرد، با اين توصيف، مجموعه ويژگي‌هاي تجارب مينوي در نگاه اشراقي سهروردي، گويای نوعي ذات‌گرايي در اين مکاشفات است؛ نه اينکه وحدت شخصي تجارب مطابق تفکر خاص حاکم بر افراد، هر تجربه‌اي را از تجارب ديگري متفاوت کند، بلکه همة آنها داراي مشترکات و زمينه‌هاي واحدند. پژوهش حاضر با روش توصيفي، تحليلي و ابزار کتابخانه‌اي و با تجزيه و تحليل داده‌هاي مطالعاتي، ضمن اشاره به ديدگاه‌هاي مطرح در اين زمينه، به مباني ذات‌گرايي در شهود عرفاني از نگاه سهروردي پرداخته و به پرسش‌های اساسي در اين زمينه پاسخ داده است.
رضا حيدري نوري
PDF
پلوراليسم ديني از جمله مباحث مرتبط با فلسفة دين است که به سبب توجه آن به مسئلة نجات و زندگي مسالمت‌آميز ميان پيروان اديان، مورد توجه صاحب‌نظران زيادي قرار گرفته و داراي رويکردها و تقريرهاي متفاوتي است. توجه عميق مولانا به «وحدت وجود»- به عنوان يکي از ارکان اصلي اعتقادات وي- و القاي روحية تسامح و تساهل به مخاطبان خود، باعث شده تا عده‌اي وي را « کثرت گرا » بنامند، اما اينکه وي، واقعاً واجد چنين نامگذاري بوده يا نه و اگر بوده، پلوراليسم ديني از ديدگاه او چه کيفيتي دارد و چه مواردي را شامل مي شود، از جمله پرسش‌هايي است که در مورد مولانا مطرح است. مقالة حاضر در جستجوي پاسخ اين پرسش‌ها، بر اساس مثنوي است. بنابراين، در اين مقاله، ضمن تعريف پلوراليسم ديني و بيان رويکردهاي آن، آراي کثـرت‌گـرايان در بـاب حقــانيت اديـان مطرح شده و بازتاب اين آرا در انديشه‌هاي مولوي آمده است. بازخواني انديشه‌هاي مولوي گوياي اين نکته است که ردپاي نظرية پلوراليسم ديني، کم و بيش در انديشه‌هاي او ديده مي‌شود، اما پلوراليسم را به معناي امروزي آن نمي-پذيرد و در نهايت يک دين را حق مي‌داند. هدف از اين جستار آن است که مخاطبان مثنوي با پيروي از شيوة مولوي در مسائل معرفتي و ديني، در جهت تقريب بين اديان و تفاهم ميان صاحبان آنها گام بردارد و براي رفع اختلافات و دشمني‌هاي ديني و عقيدتي نوعي آمادگي ذهني ايجاد شود.
جليل مشيدی, سمانه فرزانه
PDF
در قرن چهارم هجري گروهي از انديشمندان موسوم به اخوان الصفا و خلان الوفا به اين فكر افتادند كه براي نشر علوم عقلي و نزديك كردن دين و فلسفه به يكديگر و آگاه نمودن مردم نسبت به مسائل علمي و ديني رسالاتي مختصر، بدون ذكر نام مؤلفان بنويسند و به صورت پنهاني منتشر کنند تا بتوانند در جهت زدودن انحراف از جامعة اسلامي فعاليت نمايند. در آن هنگام، به‌رغم وجود مشکلات سياسي و اجتماعي متعدد، مسلمانان از رشد فكري و علمي برخوردار بودند و نه تنها در زمينة فلسفه و سياست بلكه در ساير جنبه‌هاي علمي به مرحلة رشد و شكوفايي رسيده بودند. اخوان‌الصفا به موازات برخورداري از انديشة ديني، عامل بازتوليد بيداري فكري و توجه به علوم عقلي و فلسفه و حكمت يوناني در آن دوره هستند. طرح مسائل مذهبي در يک چهارچوب سازمان يافته و تلاش براي نظم دادن به مؤلفه هاي معرفت شناسي ديني بر محورهاي خداشناسي، نبوت، انسان شناسي، معرفت نفس و اخلاق در اين خصوص داراي اهميت زياد است.
محسن عبدالهی
PDF
عقلي يا شرعي دانستن خوبي يا بدي کارها از مهم‌ترين مباني کلامي و دين‌شناسي انديشمندان و مکاتب کلامي است. به پرسش-هاي زير بر بنياد اين قاعده پاسخ داده مي شود: آيا خوب بودن و شايستة پاداش بودن کارهايي از قبيل نجات فرد بيگناه، از اين سبب است که اين اعمال في نفسه به-ترتيب خوب يا بدند؟ يا فقط به دليل دستور خداوند، خوب يا بد شده‌اند؟ چنانچه حق تعالي قتل بيگناه را دستور مي‌داد، بالتبع امري خوب بود؟ همچنين آيا خداوند نيز تابع معيارهاي خوبي و بدي است که افعال ذاتاً دارند يا آنچه آن خسرو کند ، شيرين بود؟ به پرسشي ديگر، براي مثال اگر خداوند در روز قيامت کودکي را معذب کند، آيا از او هم چنين کاري زشت است؟يا آنکه خالق کائنات فراتر از معيارهاي رايج ارزش‌هاي انساني است و از او هيچ کاري قبيح نيست؟ بعد مهم ديگر اين قاعده اين است که آيا کساني که پيام انبيا را نشنيده‌اند نيز بر اساس حجت باطني ( عقل نظري و عملي) مورد بازخواست يا پاداش خواهند بود؟ آيا آدميان پيش از پذيرش دين هم مکلف به شناخت حضرت حق مي باشند؟ آيا آنچه امور اخلاقي و انساني ناميده مي شود ديني‌تر هست؟ از مکاتب کلامي، معتزله و شيعه و ماتريديه طرفدار عقلي بودن و ذاتي بودن حسن و قبح و اشاعره به شرعي بودن آن باور داشته‌اند. اين مقاله به بررسي ديدگاه مولوي در اين باب و لوازم پايبندي به اين قاعده کلامي مي‌پردازد و با نقل سخنان وي در فيه مافيه و مثنوي، مدعي است که بر خلاف نظر بسياري از مولوي پژوهان، نظرگاه مولانا در اين باب با اشاعره همسويي ندارد وبا موضع حنفيه ماتريديه و معتزله شيعه همنواست.
حسين حيدري
PDF
ارسطو در جاي جاي آثارش از «مابعدالطبيعه» تا «طبيعيات» و «در آسمان» و «کون و فساد»، هر جا مي خواهد درمورد موضوعي اظهار نظر کند، با پيش کشيدن افلاطون و ديگر فلاسفة پيش از خود، سعي مي‌کند ايرادهاي افکار ايشان را در آن موضوع خاص مطرح کند. شروع از نقد روش مخصوص ارسطو در فلسفه است. به‌ويژه در مابعدالطبيعه که به‌قول خود او دانش پرداختن به «موجود بماهو موجود» است و مباحث مربوط به هستي و چيستي موجودات عالم هستي در آنجا مطرح است، ارسطو ابتدا بايد آراء مشهور زمان خود و از همه مشهورتر و دست و پاگيرتر «نظرية ايده‌هاي افلاطون» را مورد مداقه و نقد قرار دهد. نزاع ارسطو با نظرية ايده‌هاي افلاطون از زمان حضورش در آکادمي و دوران دانشجويي او آغاز شد. رسالة کوچک «دربارة ايده ها» ( peri ideon) نوشتة همان دوران است. ما در اين مقاله سعي کرده‌ايم با طبقه-بندي ايرادهاي ارسطو به ايده‌هاي افلاطون و با برشماري يک به يک و موضوعي آنها ماهيت و شدت اين انتقادها را نشان دهيم. در اين راه سعي شده بيطرفانه و بدون نتيجه‌گيري يا داوري خاص، تنها به تحليل و برشماري ايرادها پرداخته شود که اين خود پژوهش مناسبي است.
سعيد بيناي مطلق, الهام کندري
PDF