دوره 12, شماره 2

تابستان 1391

فهرست مطالب

شيخيه هورقليا را مرتبه‌اي از عوالم وجود دانسته كه نسبت به عالم ماده از لطافت بيشتري برخوردار است. از نظر شيخيه، در عالم هورقليا هر چند كه اجسام وجود دارند، شفافيت و لطافت آن اجسام نسبت به اجسام عالم ماده بيشتر است. آنها اين عالم را همان عالم مثال منفصل دانسته‌اند. به دليل عدم هماهنگي در انديشة شيخيه، جايگاه عالم هورقليا گاه بين عالم ملک و عالم ملکوت و گاه بين عالم ملک و عالم جبروت معرفي شده است. شيخيه باتفکيک جسم از جسد براي انسان چهار بدن لحاظ کرده‌اند که برخي مربوط به عالم ملک و برخي مربوط به عالم هورقليا هستند. جسد دوم انسان، از اقسام چهارگانة بدن او، كه مربوط به عالم هورقلياست همان چيزي است كه در احاديث تحت عنوان «عُجبُ الذنَب» و در فلسفة ملاصدرا تحت عنوان «قوة خيال» از آن ياد شده است. مقالة پيش رو بر آن است ضمن تبيين ديدگاه شيخيه در مورد عالم هورقليا و جسد هورقليايي، صحت و سقم تطبيق آنها را بر عالم مثال منفصل و مثال متصل بررسي نمايد.
ياسر سالاري
PDF
يكي از مباحث اساسي و مهم در حوزة مباحث اعتقادي و بحث‌هاي كلامي، چگونگي بيان و استدلال بر اين‌گونه مسائل است و اينكه روش‌شناسي مباحث كلامي چگونه بايد باشد. در مجموع مي‌توان گفت كه روش بررسي يا عقلي است يا نقلي يا هر دو. در روش‌شناسي عقلي تأكيد بر استدلال‌هاي عقلي است يا روش عقلي با بهره‌گيري از متون ديني است. روش نقلي مي‌تواند با تكيه بر ظواهر و بي‌توجهي كامل به استدلال‌هاي عقلي و منطقي و برهاني باشد و نيز مي‌تواند راه ميانه‌اي بين توجه به نقل و بها دادن به عقل باشد. هر مكتب كلامي يك شيوه و روش استدلالي را برمی‌گزيند؛ در اين بين روش و شيوة بررسي مسائل اعتقادي در ديدگاه مكتب كلامي اماميه، معتزله و اشاعره، با تحقيقات نسبتاً وافي در خصوص آنها و انتشار آثار، روشن و آشكار است، اما روش كلامي مكتب ماتريديه كمتر به بحث گذاشته شده و در هاله‌اي از ابهام است. در اين مقاله با روش كتابخانه‌اي و شيوة توصيفي و تحليلي به بررسي روش‌شناسي مکتب کلامي ماتريديه و بازشناسي زواياي مهم اين مسئله پرداخته شده و پرسش‌ها و ابهامات متعددي در اين خصوص پاسخ داده شده است و آشکار شده كه روش ماتريديه، حد ميانه‌اي بين عقل و نقل است .
محمود قيوم زاده
PDF
مرگ سه قسم است: مرگ اخترامي؛ ارادي؛ مرگ. در علت مرگ اخترامي و ارادي اختلافي وجود ندارد؛ علت مرگ اخترامي، عدم قابليت بدن براي تداوم تعلق نفس به آن است. علت مرگ ارادي، تزکية نفس و ريشه کن کردن هواهاي نفساني و قطع تعلق نفس به بدن به ارادة سالک است. آنچه مسئلة اصلي اين تحقيق را در بر‌مي‌گيرد، بحث از علت مرگ طبيعي است. در پاسخ به علت مرگ طبيعي، سه رويکرد در فلسفة اسلامي وجود دارد. الف. رويکرد ابن-سينا و اطبا که به علت مادي و قابلي مرگ مي‌پردازند و تبيين فيزيولوژيک از مرگ ارائه مي‌دهند؛ ب. رويکرد کلامي که به علل غايي بالعرض مرگ مي‌پردازند؛ ج. رويکرد وجودي ملاصدرا که از غايت ذاتي و سبب حقيقي مرگ بحث مي‌کند و از اين راه ضرورت مرگ را براي همة آحاد بشري اثبات مي‌کند. از نظر ملاصدرا علت مرگ طبيعي، استکمال نفس است. اين ديدگاه از حيث نظام وارگي و بديع بودن، شايان توجه و تحقيق است؛ در اين مقاله به تبيين، تحليل و بيان وجوه تمايز نظريات موجود و کاستي‌هاي هر يک پرداخته مي‌شود.
احمد شه گلي
PDF
در اين مقاله، تعريف جديد و كاملی، مبتني بر تعاريف گذشته از «جنبشهاي نوپديد ديني» ارائه می‌شود. نگارنده هر چه ضرورتهاي ارائة چنين تعريفي را در سر ميپروراند، درمييابد كه هر ضرورتي در دل خود با چالشي بزرگ دست به گريبان است. با اين همه، به بررسي و تنظيم تعاريف گذشته ميپردازد و مبتني بر روش «تعريف با تحليل مضمون» و «تعريف با ارجاع به مصداق» دو تبيين متفاوت از جنبشهاي نوپديد ديني را فراهم ميآورد. او در آخر نشان ميدهد كه براي درك چيستي جنبشهاي نوپديد ديني تنها دو راه وجود دارد. ارائة تعريف خاص و موردي ناظر به پارهاي از جنبشهاي معنوي، كه ميتواند گروه نمونه را به خوبي تبيين و روشن سازد لكن فاقد جامعيت بر مصاديق خارجي است و ديگري ارائة تعريف عام و كلي ناظر به قدر متيقنهاي فرقهاي. اين گزينه كه چيزي جز ادغام دو روش تحليل مضموني و ارجاع به مصداق نيست، در تلاش براي اثبات جامعيت بر مصاديق خارجي قابل تقدير است و به خوبي ميتواند بسياري از چالشهاي ارائة تعريف را به نحو قابل قبولي پاسخ گويد.
محمدحسين كياني
PDF
در اين مقاله « پيامدهاي كلامي تصرفات بشر در خلقت » بررسی می‌شود و اين موضوع از آن جهت داراي اهميت و در‌خور پژوهش است كه برخي از تصرفات بشر در مخلوقات الهي، موجب بروز شبهات وچالش‌هاي كلامي گوناگوني شده است. پس از اشاره به نمونه‌هايي از تصرفات بشر، پيامدهاي كلامي اين گونه تصرفات، بررسي وتحليل و بر اساس مباني و پيش‌فرض‌هاي فلسفي و كلامي به شبهات پاسخ داده می‌شود. بر اساس يافته‌هاي اين پژوهش، دامنة تصرفات بشر هر چقدر هم كه گسترده و مخرب و مفسده آميز باشند، با اصول اعتقادي مبرهن نظير اصل فاعليت مطلق الهي و تدبير عام و فراگير خداوند و حكيمانه و غايت مند و احسن بودن خلق الهي، تعارض و مغايرتي ندارند .چون منطقاً فاعليت بشر تابع مشيت و تدبير عام و حكيمانه و قوانين وسنن تكويني الهي است و خارج از اين قوانين و نظام الهي امكان تحقق ندارد، لذا فرض دخالت بشر در خلق و تدبير الهي و غايات مخلوقات يا مخدوش نمودن نظام احسن و نيز فرض امكان نابودي شرايط حيات در زمين، طبق مباني و پيش‌فرض‌هاي مورد اشاره، منتفي است.
ابوالفضل کياشمشکی, مهدی نکوئی سامانی
PDF
حکمت به معناي دانش نظري متقن است که به عمل متناسب با آن منتهي مي‌گردد و مانع از جهل است. فيلسوفان مسلمان حکمت را به معرفت ذات حق، تبحر در حرفه و صناعت، علم به اسباب قصوي، تحصيل برترين معلوم از طريق برترين علوم، استکمال نفس و شناخت اعيان موجودات تعريف کرده‌اند. همچنين واژة حکمت بيست مرتبه در قرآن ذکر شده است که با الهام از روايات و ديدگاه مفسران، معاني چندي از قبيل علم به قرآن و مواعظ و احکام آن، پيامبر و شناخت امام، علم لدني، معرفت ذات حق، اخلاقيات و عقايد از آن به دست مي‌آيد. حاصل بررسي‌ها نشان مي‌دهد که حکماي مسلمان تحت تأثير آموزه‌هاي قرآني، فلسفة اسلامي را پرورش داده‌اند. به همين جهت معاني بيان شده در اين دو حوزه، به‌رغم تفاوت در تعبير، اشاره به يک حقيقت دارند و آن معرفت ذات حق و شناخت حقايق آفرينش اوست؛ به گونه‌اي که کمال و سعادت انسان را در پي داشته باشد. گرچه فلسفه با حکمت متفاوت است، اما فلسفة اسلامي به حدي به حکمت نزديک‌ است که بسياري از حکما آن دو را مترادف تلقي کرده و برخي نيز همانند سهروردي و ميرداماد مکتب خويش را بر اساس حکمت پي‌ريزي کرده‌اند. اين نوشتار در تلاش است از طريق تحليل مفهومي، سازگاري ميان مفهوم فلسفي حکمت با آموزه‌ قرآني آن را نشان دهد.
عبدالعلی شکر
PDF
فلسفة علوم انساني به توجه به نظرية ديدباني، به چيستي علوم انساني تحقق يافته با رويکرد تاريخي و چيستي علوم انساني بايسته با رويکرد منطقي و چگونگي تحقق آن مي‌پردازد. علوم انساني با رويکرد تاريخي به معناي عام و خاص به‌کار رفته است. علوم انساني خاص با رويکرد منطقي عبارت از علوم رفتاري و اجتماعي اسلامي و مجموعه گزاره‌هاي نظام‌مندي است که با بهره‌گيري از روش‌هاي ترکيبي (تجربي و غيرتجربي) و مباني غيرتجربي (عقلي وحياني و شهودي) به تبيين يا تفسير رفتارهاي فردي و اجتماعي انسان تحقق يافته مي‌پردازد و با بهره‌گيري از ارزش‌هاي انساني، انسان تحقق يافته را به انسان مطلوب تغيير مي‌دهد. پيشينة علوم انساني اسلامي در سه مرحله بيان شده و ديدگاه‌هاي مختلف غرب گرايي و غرب ستيزي و غرب گريزي و غرب گزيني معرفي شده است. آسيب شناسي و تحول علوم انساني در سه ساحت بهينه‌سازي، بومي‌سازي و اسلامي‌سازي انجام مي‌پذيرد. فرايند راهبردي در چهار مرحله فرهنگ سازي، نقد، توليد و ترويج و فرايند اجرايي در سه مرحله تشکيل شوراي مقدماتي، شوراي سياستگذاري و تشکيل گروه‌هاي تخصصي و فرايند معرفتي تحول در سه مرحله نقد ميراث غربي، کشف ميراث اسلامي و توليد فلسفه و نظريه‌هاي علوم انساني اسلامي تبيين شده است.
عبدالحسین خسروپناه
PDF