دوره 13, شماره 3

پاییز 1392

فهرست مطالب

هدف پژوهش حاضر تبيين مراحل تعليم و تربيت با توجه به ديدگاه ابنسينا در بارة نفس است. روش مورد استفاده در اين پژوهش که پژوهشي کيفي و موردي است، روش توصيفي – تحليلي است. در اين پژوهش که مراحل تعليم و تربيت با توجه به سير تکاملي نفس تعيين گرديد، سه مرحلة تمهيد؛ اعتدال و اعتلا؛ مرحلة ملکوتي براي تعليم و تربيت در نظر گرفته شد. مرحلة تمهيد که شامل مرحلة نفس نباتي، حيواني و انسان بالقوه (عقل هيولاني تا بالفعل) است از دوران پيش از تولد آغاز می‌شود و تا بلوغ صوري ادامه مييابد. دومين مرحله که شامل انسان بالقوه (عقل هيولاني تا بالفعل) و انسان بالفعل (حصول کلية معقولات ثاني) است از 15 سالگي آغاز می‌شود و به دليل فزوني عقل از 40 سالگي به بعد، پاياني براي اين مرحله لحاظ شده است. مرحلة ملکوتي که مرحلة انسان بالفعل در معناي تام آن و وصول به مرتبة عقل بالمستفاد است، مرحلة نهايي تعليم و تربيت شناخته شد که متناظر با هدف غايي نظام فلسفي ابنسينا يعني دستيابي به سعادت حقيقي است. نتايج همچنين حاکي از آن است که ابنسينا با معطوف ساختن توجه به شروع تربيت پيش از تولد، تأديب و تربيت اخلاقي کودک از پايان دو سالگي و... نظام تعليم و تربيتي مادامالعمر متشکل از نظام رسمي و غيررسمي را پايه گذاري نمود.
شهناز شهرياري نيسياني, رضاعلي نوروزي, محمد نجفي
PDF
تبيين مسئلة فضيلت از ديدگاه فارابي و اهميت آن مي‌تواند راهگشاي فهم و درک برخي از مباحث کليدي فلسفة وي مانند جامعة مدني، مدينة فاضله، امت فاضل، اجتماع فاضل، معمورة الفاضله(جهان برين وآباد) باشد. ديدگاه فارابي در بررسي و پژوهش پيرامون فضيلت متأثر از نگاه سعادتگرانة وي در باب اخلاق و کمال‌يابي انسان است. او بر‌اين باور است که آدمي‌‌به طور فطري موجودي کمال‌جو و سعادت‌طلب است و براي نيل به‌اين هدف والا و مقدس نيازمند ابزار و وسائل است، کسب انواع فضائل (نظري، فکري، اخلاقي و عملي)، همان ابزار و وسائل نيل انسان به کمال و سعادت است و دست يازيدن به فضائل ياد شده بر تعليم و تربيت افراد جامعه مبتني است، از‌اين روي فارابي هدف تعليم را اکتساب فضائل نظري و هدف تربيت را نيز محقق ساختن فضائل اخلاقي(ويا نفساني) مي‌داند. تلاش نويسنده، در‌اين مقاله متکي بر فهم و درک وي از متون و آثار فارابي بوده و از‌اين نظر به متون وآثار ديگران ، کمتر ارجاع داده شده است.
زکريا بهارنژاد
PDF
علم کلام به معناي استدلال در بارة مفهوم آيات وحي و تأويل آن تا زمان خلفاي راشدين به دلايلي مرسوم نبود، اما به دليل ويژگي تعقل‌گرايي اسلام و وجود علماي فرهيخته، منجر به پيشرفت علم کلام براي مقابله با افکار غير توحيدي گرديد و سه فرقة اشاعره، معتزله و اماميه مهم‌ترين ديدگاه کلامي اسلامي را پديد آوردند. از ميان اين سه مذهب کلامي به دلايلي، اشاعره يکه‌تاز ميدان شده‌اند. اين غلبه در ادبيات فارسي و ايرانيان، حتي تا زمان حاضر نمود چشمگيري دارد. پژوهش در افکار اشعري به وجود تشابهاتي با انديشة ايرانشهري منتهي مي‌شود. شايد بتوان گفت قسمتي از طرز فکر اشاعره که بزرگان نامداري همچون مولوي، سعدي، حافظ، نظامي و عطار مروجان آن بودند، بيشتر تحت تأثير انديشه‌هاي ايرانشهري است. هدف اين مقاله بررسي ميزان تأثير ديدگاه اشعري در محدودة گلستان سعدي است که به زعم نگارندگان اين سطور، نسبت به آثار ديگر او کم‌رنگ‌تر است و بسياري از مسائل کلامي نظير رؤيت خدا، حادث يا قديم بودن قرآن و عالم، مرتکب گناه کبيره و...نديده گرفته مي‌شود.گلستان حيطة جولان يک فقيه متکلم متعصب نيست، بلکه نمايندة تجربه‌ و آموخته‌هاي يک معلم اخلاق است و به همين دليل بازتاب تفکر اشعري درحيطة مسائلي است که با تربيت و اخلاق در ارتباط است.اين فرضيه در لحن کلام و موضوعات مورد توجه او به خوبي مشهود و با يافتن نمونه قابل اثبات است.
بيژن ظهيري ناو, شهلا شريفي
PDF
اگر به دسته‌بندي بي‌نظير گزارة موجهة خونجي در کتاب کشف‌الأسرار، مراجعه کنيم با مجموعه‌اي 34 عضوي مواجه خواهيم شد. 15 گزاره از اين مجموعه توسط منطق‌دانان پيش از خونجي بيان شده، اما 19 گزارة ديگر را او افزوده است. پيگيري چگونگي صورت-بندي اين گزاره‌ها توسط خونجي اين‌گونه مي-نمايد که وي در صورت‌بندي خود 2 گزاره را از قلم انداخته و 32 گزارة ديگر را که به دو دستة اصلي(داراي 13 عضو) و فرعي ( داراي 19 عضو) دسته‌بندي مي‌شوند، صورت-بندي کرده است. در بخش نخست اين مقاله، به شرح و توضيح اين گزاره‌ها پرداخته شده است. منطق‌دانان جديد پس از مواجهه با گزارة موجهه، سعي کردند جهت گزاره را به صورت نمادين نمايش دهند. از جمله تلاش‌هاي صورت گرفته در اين راستا، مساعي نيکولاس رشر است. اينکه مي‌گوييم "تقريباً موفق بوده" به‌دليل وجود کاستي‌هايي است که در اين صورت‌بندي و ديگر صورت‌بندي‌ها وجود دارد؛ زيرا در گزارة موجهه علاوه بر "جهت"، قيد ديگري نيز وجود دارد ( در اين مقاله آن را "قيد زماني" ناميده‌ايم) که اين صورت‌بندي‌ها در نمايش آن ناموفق بوده‌اند. در اين مقاله طرحي نو درانداخته و با نظر به اينکه " زمان در قيود زماني متغير است،‌ پس از تعريف متغير"t" ، صورت‌‌بندي‌اي به مراتب گوياتر از ديگران ارائه کرده‌ايم.
ابوذر قاعدي فرد, محسن جاهد
PDF
ملا صدرا نفس انساني را اصلي حياتي و سرچشمة واقعيتي قدرتمند، فرا زماني و فرا مكاني مي‌‌داندكه به مثابه نشانه‌اي از جنبة الهي در انسان به وديعه نهاده شده است؛ به نظر وي، اين حقيقتِ غير ماديِ فعليت يافته، از مرتبة ملکوتي خود به عالم ماده فرود مي‌‌آيد و در جسم انسان اقامت مي‌‌کند. بنابراين حدوثش مادي است، اگرچه در بقا به مقام تجرد مي‌‌رسد. اين همان مضموني است که در نظرية «جسمانيت نفس در حدوث و روحانيتش در بقاء» ملاصدرا بازتاب يافته است. آموزۀ اسلامي‌‌پيدايش نفس يا نظرية وجود سابقِ نفس بر بدن نيز که در نصوص ديني اسلامي‌‌(قرآن و حديث) مطرح شده است به ظاهر با اين نظريه متعارض است! ملا صدرا بر اين باور است که ميان اين دو انگاره تعارضي وجود ندارد، بلکه آن دو مؤيد همديگرند. تبيين و اثبات اين ادعا در پرتو نظرات تأييدي فيلسوفانِ هم مشرب او مانند ملا هادي سبزواري و علامه طباطبايي هدف اين جُستار است.
رضا رضازاده, مهناز مظفری فر
PDF
سنت‌گرايي و تجددگرايي در فضاي امروز، به عنوان جرياني که به مدرنيسم نگرش دارند، مطرح مي‌شوند. ‌اين مقاله با هدف پرداختن به مضامين عمدة‌ انديشة سنت‌گرايي، به عنوان درآمدي براي ورود به‌ انديشة سنت‌گرايان به رشتة تحرير درآمده است. براي ‌اين منظور در‌ اين مقاله با تأکيد بر آراي سيد حسين نصر به عنوان مطرح‌ترين ‌انديشمند سنت‌گراي حال حاضر، به تحليل چيستي سنت به عنوان نقطة محوري‌ اين گفتمان و همچنين بررسي شاخص‌هاي فکري و ديدگاه‌هاي اصلي ‌اين جريان فکري پرداخته شده است. نصر يکي از طرفداران حکمت خالده است که با نقد دنياي متجدد مي‌کوشد معرفت قدسي را جايگزين تجددگرايي سازد. از نظر وي، سنت‌گروي، اعتقاد به يک امر قدسي است که نه تنها مرجعيت فکري انسان‌هاست بلکه در رفتار آنها نيز تجلي مي‌يابد.
سيدحسين اطهری, مرتضی منشادی
PDF
هر چيزی که ساختار منسجم و معقولي دارد، داراي ساختار و دستگاهي منطقي است. قرآن كريم نيز در مقام كتاب آسماني‌اي كه بر پيامبر اكرم(ص) نازل شده، داراي ساختار و دستگاهي منطقي است. از آنجا كه قرآن كريم بر انسان‌ها نازل شده و قصد خروج انسان‌ها از ظلمت‌ها به نور را دارد بايد داراي ساختاري بر وفق ادراك انسان‌ها باشد. ساختار فكري و ادراكي انسان‌ها بر ساختار منطق ارسطويي ـ كه چيزي جز ساختار ادراكي و فكري نوع بشر نيست ـ مبتني است. از اين روي، ساختار قرآن كريم نيز ـ به اين دليل كه خطاب به انسان‌هاست ـ بايد براساس ساختار منطق ارسطويي باشد. ساختار منطق ارسطويي مبتني بر برهان و خطابه و جدل و شعر و سفسطه است. ساختار قرآن كريم نيز مبتني بر منطق ارسطويي ـ يعني منطق نوع بشر ـ است، منتهي از آنجا كه قصد قرآن كريم خروج آدمي از ظلمت‌ها به نور است، با دوری جستن از تعابير شعري (خيالي) و سفسطي (كاذب)، به برهان و خطابه و جدل اكتفا نموده است.
ابراهيم دادجو
PDF