دوره 14, شماره 1

بهار 1393

فهرست مطالب

از جمله تلاش‌های ابن‌سینا در خصوص امکان حصول معرفت برای آدمی، ترسیم فرایند شناخت و مراحل آن است. امکان معرفت از منظر ابن‌سینا بر مبنای ارتباط واقع‌گرایانه میان معلوم بالذات و معلوم بالعرض با برقراری رابطة ماهوی میان آنها تصویر می‌‌گردد. وی با دو وجهی دانستن معنای حقیقت، حقیقت به معنای مطابقت صورت ذهنی با متعلق شناسایی را می‌‌پذیرد، اما با این فرض که در مطالعة متعلق شناخت، تمام وجوه معرفتی آن به ذهن منتقل گردد، مخالفت می‌‌ورزد و این به دلیل محدودیت‌های منابع شناختی در پوشش حقیقت و گزارش آن به دستگاه ادراکی انسان است. از دیگر تلاش‌های ابن‌سینا، تحلیل‌ها و پاسخ‌هایی است که وی در رویارویی با شکاکیت و نقض ادعای اصلی شکاک در امکان شناخت و باور موجه، به سود معرفت و واقع نمایی آن عرضه می‌‌دارد. ابن‌سینا باورهای غیر پایه را که در ارتباط و نسبت با دیگر باورها موجه می‌‌شوند، بر باورهای پایه مبتنی ساخته و با توجه به چگونگی حصول تصورات سازندة باورهای پایه، توجیه آنها را با ارجاع به واقعیت و حکایت از آن مستند می‌‌سازد. وی با ارائة برخی راه حل‌ها، در نهایت بر اساس اصل معنابخشي زبان و دلالت ارجاعی معنی، با شکاک به چالش برمی‌‌خیزد. ابن‌سینا با رویکردی واقع‌گرایانه در معرفت‌شناسی، اصل تناقض را در حقیقت از اوصاف موجود بماهو موجود دانسته و با ارجاع آن به متن واقع نظریة هستی‌شناختی معنی را به تصویر می‌‌کشد.
حميدرضا خادمی, سيدحسن حسینی
مقالة حاضر با استناد به نظر برخي از فلاسفة مسلمان، فعالان هدايت جامعه و صاحب‌نظران حوزة روان‌شناسي و تعليم وتربيت مبني بر اينکه ريشة بسياري از مشکلات، انحرافات و فجايع موجود در جامعه را بايد در عدم توجه به نفس و تهذيب و تزکية آن جستجو کرد، با هدف بررسي تهذيب و تزکية نفس در ديدگاه ابنسينا و تبيين راههاي حصول آن با اتخاذ روش تحليلي- استنباطي به رشتة تحریر درآمده است. این مقاله ضمن آنکه گويای تقدم آگاهي از عيوب خود به عنوان يک شناخت جزئي بر تهذيب نفس است، حاکي از آن است که تهذيب و تزکية نفس در ديدگاه ابنسينا از دو جهت ضرورت دارد؛ نخست نقشي که تهذيب و تزکيه در تأمين سعادت اخروي دارد و ديگري تأثير مثبت آن از لحاظ تربيتي است. از ديدگاه ابنسينا وصول به سعادت اخروي يا همان مرتبة عقل بالمستفاد تنها با عقل نظري حاصل نميشود، بلکه عقل عملي نيز بايد به بالاترين مرتبة خود دست يابد و اين جنبة عملي نفس است که بيشتر با تهذيب و تزکيه ارتباط دارد و تأکيد ابنسينا بر اصلاح جزء عملي به دليل رابطة آن با بدن و نقشي است که در ارتباط با عقل نظري جهت دريافت معرفت از عقل فعال دارد. راههاي تهذيب و تزکية نفس در ذيل دو دسته روشهاي اتخاذي از جانب خود (روشهاي اوليه و ثانويه) و روشهاي اتخاذي از جانب ديگران قرار ميگيرد که اين روشها به تقويت و توانمندسازي نفس ميانجامد.
شهناز شهرياری نيسيانی, محمد نجفی
نظریة اعتدال یکی از انواع نظریات اخلاق فضیلت است که افلاطون و ارسطو نظریه‌پردازان اصلی آن در یونان باستان بودند. این نظریه به دلیل سازگاری با متون دین اسلام، نزد فیلسوفان و علمای اخلاق اسلامی رواج زیادی یافت؛ به نحوی که اغلب حکمای اسلامی چون فارابی، ابن‌سینا، مسکویه، خواجه نصیر طوسی و ملاصدرا تابع این نظریه‌اند. هستة اصلی نظریة اعتدال قاعدة اعتدال است که بر اساس آن فضیلت اخلاقی به اعتدال و میانه‌روی تعریف و همة فضایل اخلاقی به لحاظ وجودی مابین دو رذیلت افراط و تفریط در نظر گرفته می‌شوند. لذا توصیة عملی این نظریه رعایت اعتدال در همة عواطف و اعمال است. نظریة اعتدال با وجود نکات قوتی چون سادگی، شهرت و مورد پذیرش عامه بودن، از اشکالاتی نیز چون عدم انسجام درونی، ابهام در مفهوم حد وسط، مشکل تعیین حد وسط، نقص در حل تعارضات اخلاقی و عدم شمول و فراگیری بر تمام فضایل و رذایل برخوردار است. این مقاله به ارزیابی نظریة اعتدال بر اساس معیارهای سنجش نظریه‌های اخلاقی می‌پردازد.
حسین اترک, مریم خوشدل روحانی
فارابي عدالت را در سه حوزة تکوين، اجتماع و فرد بررسي مي‌کند و در هر سه به اعتدال توجه دارد، به گونه‌اي که در تکوين، به معناي اعطاي بهرة وجودي به موجودات، متناسب با اهليت آنها، از سوي خداوند و در اجتماع به معناي توزيع خيرات مشترک، بر اساس شايستگي افراد و در اخلاق به معناي رعايت اعتدال و حدوسط نظر دارد، از سويي وي با تقسيم سعادت به دنيوي و اخروي، سعادت دنيوي را ابزاري براي دستيابي به سعادت حقيقي مي‌داند که بالاترين مرتبة آن مختص حکيمان در آخرت است. وي با تأثيرپذيري از افلاطون و ارسطو تأثير عدالت را در دستيابي به سعادت پذيرفته و ‌اين بدين جهت است که عدالت داراي مطلوبيت غيري است و‌ اينکه در تحصيل سعادت به امور ديگري غير از عدالت نياز است، نشان می‌دهدکه عدالت، شرط لازم براي سعادت است ولي شرط کافي نيست.
زکريا بهارنژاد, کمیل شمس‌الدينی مطلق
آثار صدرالمتألهين شيرازي مجال برداشتهاي مختلف از مفهوم دين را براي مخاطبان فراهم آورده است، زيرا عبارات وي گاهي دين را«تسليم»، برههاي «ايمان» و زماني «شريعت» معرفي ميکند. تعريف‌ها و برداشت‌هايي که هيچ يک خالي از ملاحظه نيستند. به‌رغم‌اين ميتوان تعريف مرضي وي از دين را چنين دانست: دين قانون و برنامه‌اي است که از سوي پروردگار و به واسطة انسان برگزيدهاي که نبي يا رسول نامیده ميشود به منظور سامانبخشي به امور فردي و اجتماعي خلق در حين حيات و پس از آن و رساندن آنان به کمال و سعادت شايستهشان - در دو بعد نظري و عملي نفس - فرستاده ميشود. صدرا وارد مباحث مهم ديگري در شناخت دين نيز شده است. او هم اقسام گزارههاي دين را تبيين کرده است و هم نسبت ميان آنها را به خوبي نشان ميدهد. وي مراتب تکاملي دين، انبيا و امتهايشان را روشن ساخته است؛ هچنانکه به تفصيل در باب درجات دينداران و نسبت ميان آنها هم سخن ميگويد. نوشتار حاضر ميکوشد انديشههاي صدرا در محورهاي مزبور را با کاوش آثار متعدد‌اين حکيم مسلمان بررسي کند.
ابراهیم نوئی, محمدمهدی باباپور گل افشانی
جهان‌شناسی به معنای درک حقیقت پدیده‌های جهان، یکی از مباحث مهم فلسفی به شمار می‌آید. با وجودی که بسیاری از پژوهشگران، ناصرخسرو را فیلسوف نمی‌دانند، آثار او سرشار از اندیشه‌هایی است که به چرایی هستی و نوع تلقی او نسبت به آفرینش و رستاخیز اشاره دارد. این رویکرد بیش از پیش تحت تأثیر علوم و معارف و آیین‌هایی است که در عصر وی رواج داشته و ناصرخسرو نیز، از آنها در جهت تثبیت نظام اندیشة خویش سود جسته است. یکی از آیین‌هایی که در عصر زندگی وی، بارقه‌هایی از آن وجود داشته و او برخی از مبانی جهان‌شناسی خویش را از آن اخذ کرده، آیین مانی است. ‌ دستاورد این پژوهش حاکی از آن است که گرچه جهان‌بینی فکری ناصرخسرو توحیدی است و در مقابل، آیین مانی بر پایة‌ ثنویت بنا شده است، اما جهان‌شناسی ناصرخسرو در پاره‌ای موارد مانند: آفرینش جهان، اسارت روح در کالبد تن، چرایی هستی و راه رستگاری انسان و به ویژه بدبینی و بیزاری از دنیا، تحت تأثیر آموزه‌های مانی و به ویژه جهان‌شناسی او بوده است.
احمد غنی‌پور ملکشاه, مرتضی محسنی, مرضيه حقيقی
بشر از بدو پیدایش خود همواره با مسئلة علیت دست‌به‌گریبان بوده است، چرا که‌ ‌این موجود متفکر و‌ اندیشمند در بارة هر چیزی به فکر فرو می‌‌رفت و در پی یافتن منشأ پیدایش و اصل آن برمی‌آمد و همین امر سبب شد که او روز به روز در وادی علم و دانش و زندگی در کرة خاکی پیشرفت کند. اولین فیلسوف باستانی که به تفصیل به بحث علل می‌‌پردازد ارسطوست. وی نظریة علیت و علل اربعه را به صورت یک بحث مشخص و مجزای فلسفی مطرح کرد که کاربرد آن نه تنها در مابعدالطبیعه، بلکه در باب برهان منطق و حرکت طبیعت، محرز بود. توماس آکوئینی که از شارحان ارسطو محسوب می‌‌شود نگاه متفاوتی به نظریة علیت دارد و در آثار کلامی خود علیت ارسطویی را به گونه‌‌ای دیگر تبیین می‌‌کند، اگرچه می‌‌کوشد در شروحش بر آثار ارسطو به تفاوت دیدگاه خود اشاره‌‌ای نکند، ولی در آراء کلامی به ارسطو پایبند نمی‌‌ماند و بر اساس نگاه مسیحی علیت را تفسیر می‌‌کند.
مریم سالم