دوره 14, شماره 2

تابستان 1393

فهرست مطالب

يکي از مباحث مهم در دين پژوهي، سخن از وجود يا نبود گزاره‌هاي فراخرد در دين است. نوشته‌هاي صدرالمتألهين شيرازي آکنده از توجهات وي به اين مسئله است. او ضمن اينکه به تفصيل ازجايگاه عقل و نقش آن در ساحت دين سخن مي‌‌گويد، از مراتب نازلي از عقل که توانايي ادراک دين را ندارد و نيز موانع فعليت يافتن ادراک عقلي و شرايط به فعليت رسيدن اين ادراک هم گفتگو مي‌کند. او با کساني که به مبالغه در نقش عقل در دين روي مي‌‌آورند و وجود گزاره‌هاي فرا خرد در دين را نفي مي‌‌کنند( معتزله) مقابله مي‌‌کند و به تفصيل از وجود برخي گزاره‌هاي فرا خرد در دين پرده برمي‌‌دارد و البته در اين ميان با افراط کساني چون باطنيه هم به رويارويي برمي‌‌خيزد. نوشتار پيش رو مي‌‌کوشد ديدگاه صدرالمتألهين شيرازي در باب فرا خردي دين را در قالب مباحث فوق مورد کاوش قرار دهد.
ابراهیم نوئی
جان مایۀ نظریة قبض و بسط تئوریک شریعت، «صامت دانستن متن» و فاهمه محوری در امر تفسیر است و ستون اصلی تز صامت بودن متن نیز بر «مصرف‏کننده مطلق بودن معرفت دینی» استوار‌ است. سروش در باب اینکه «معنای متن از کجاست؟» نگرش مخاطب محوری داشته و همچون گادامر و دریدا معتقد است معنای متن همان فهم مخاطب و مفسر یا ظهوری است که در جریان پرسش و پاسخ، برای خوانندگان و مخاطبان حاصل می‌شود و البته وابسته به آنهاست. این سخن مشکلات زیادی از جمله نسبی‌گرایی، نقض غرض در ارسال رسل و انزال کتب، نفی امکان حصول معرفت و ... را در پی‌خواهد داشت. این مقاله با نگاهی به مباحث هرمنوتیک، این عنصرکلیدی یعنی «صامت بودن متن دینی» که بنیان و اساس تئوری قبض و بسط است مورد تبیین و بررسی قرار داده است.
ولی ا.. نصیری, رحیم دهقان سیمکانی, قاسم پورحسن قاسم پورحسن
مسئلة نسبی بودن يا مطلق بودن گزاره‌های اخلاقی از مهم‌ترين مسائل مطرح در فلسفة اخلاق است که پذيرش هر کدام از اين دو مبنا پيامدهايی تأثيرگذار بر نظام‌سازی اخلاقی دارد. يکی از موارد زمينه‌ساز نسبی‌گرايی اخلاقی، مسئلة تزاحم تکاليف است. با توجه به اینکه تکاليف اخلاقی ناظر به عمل و رفتار انسان است، به دلیل پيچيدگی شرايط اجتماعی وقوع تعارض يا تزاحم بين تکاليف در ظرف عمل ممکن است. در پژوهش حاضر، با پذيرش مطلق بودن گزاره‌های اخلاقی، برخی از راه‌های رايج حل تزاحم از دیدگاه انديشمندان اسلامی بررسی شد. راه‌حل پيشنهادی اين است که بايد بين فلسفة اخلاق به عنوان يک علم دارای مسائل و روش و قلمرو مشخص و جامعه‌شناسی اخلاق به عنوان علم ديگر با روشی مختص به خود، تفکيک قائل شويم. مسئلة مطلق يا نسبی بودن گزاره‌‌های اخلاقی به فلسفة اخلاق و مسئلة تعارض تکاليف به حوزة جامعه‌شناسی اخلاق مرتبط است. پس نبايد با اتکا به تزاحم تکاليف در ظرف عمل، نسبی بودن گزاره‌های اخلاقی را نتيجه گرفت، اما برای حل تزاحم تکاليف در مقام جامعه‌شناسی اخلاق می‌توان با تکيه بر بررسی نتايج و پيامدهای عمل اخلاقی، با ترجيح اهم بر مهم و روش‌های‌ دیگر اقدام کرد. نکتة مهم اين است که مکتبی در فلسفة اخلاق می‌تواند در حل تعارضات اخلاقی توفيق يابد که به الزام و نتيجه يا وظيفه و غايت، توأمان بها دهد و فلسفة اخلاق با رويکرد اسلامی از چنين ظرفيتی برخوردار است.
عين اله خادمی, علی حیدری علی حیدری, کبری عباسی نیا
امروزه جهان با شتاب به سمت آينده پيش مي‌رود و فرجام جهان، هر انسان متفکري را به انديشيدن وامي‌دارد. حاصل اين تفکرات ايجاد ديدگاه‌هاي فرجام‌گرايانة متعددی بوده است که برخي از آنها در ميان انديشه‌ورزان معاصر غربي شکل گرفته‌ است. البته در اديان مختلف الهي و غيرالهي نيز از ديرباز نظراتي در زمينة پايان اين جهان وجود داشته است. اين پژوهش بر آن است تا مقايسه‌اي در زمينة مباني هريک از اين ديدگاه‌ها انجام دهد. در همين خصوص، ابتدا مهم‌ترين ديدگاه‌هاي انديشه‌ورزان معاصر غربي از جمله مک‌لوهان (دهکده جهاني)، هانتينگتون (برخورد تمدن‌ها)، تافلر (موج سوم) و فوکوياما (پايان تاريخ) بيان شده است. در ميان اديان نيز، ديدگاه اسلام به‌ويژه تفکر شيعة اماميه مورد نظر قرار گرفته است. پس از بررسي ديدگاه‌ها، تمايزات مبنايی آنها بدين شرح به دست آمد: ديدگاه انديشه‌ورزان معاصر غربي بر مبناي اومانيسم، ليبرا‌ليسم، سکولاريسم و اباحه‌گري شکل گرفته‌ است و در مقابل ديدگاه شيعة اماميه بر مباني توحيدي و خدامحورانه تأکيد دارد.
سيده مونا علوي معيني, مهناز اميرخاني
ربط و نسبت بین کلام و حدیث در علم «کلام نقلی» مورد دقت و کاوش قرار میگیرد. روششناسی علم کلام به طور عام و کلام نقلی به طور خاص از مباحث نوینی است که در آثار اندکی بدان پرداخته شده است. اهمیت پژوهشهای روشی، آنگاه دانسته میشود که به مهمترین دستاورد آنها یعنی «کشف طریق استنباط و اصول آن»، توجه کافی شود. نزد سید بن طاوس نقل مهمترین منبع دینشناسی است. او به عنوان محدثی کم‌نظیر مباحث اعتقادی را بیشتر بر اساس ادلة نقلی بررسی کرده است و در این زمینه نیز از روشهای استنادی و استنباطی خاصی مانند توجه به اصول لفظی، اعتبار مضمونی نه رجالی، فهم ترکیبی قرآن و حدیث ، تأویل مخالف قطعی دین و... بهره میگیرد. در نوشتار حاضر دو رکن اصلی کلام نقلی یعنی روش استناد به حدیث اعتقادی و روش فهم الحدیث در اندیشة سید بن طاوس بیان گردیده و سپس به نمونههای کاربست ادلة نقلی در علم کلام اشاره شده است.
مهدی کریمی مهدی کریمی, رضا برنجکار
اغلب حکماي مسلمان در هر دو حوزة تصورات و تصديقات، معتقد به قرائت خاصي از مبناگرايي هستند. در مبناگرايي اسلامي‌‌در باب گزاره‌ها، معارف تصديقي به بديهي و نظري تقسيم مي‌شوند. بديهيات بي‌نياز از ديگر معلومات هستند؛ اما نظريات در ماده و صورت مبتني بر بديهيات بوده و سرانجام بايد به آنها منتهي شوند. ابتناي نظريات بر بديهيات در تصديقات تنها از راه برهان شکل مي‌گيرد. مبناگرايي در حوزة گزاره‌ها به خصوص در اين اواخر با چالش‌هاي جدي و فراواني مواجه شده است. پرسش اصلي مقاله اين است که آيا مي‌توان به شبهات مطرح شده در اين باب پاسخ داد و آنها را دفع کرد. روش تجزيه و تحليل مطالب، روش عقلي، فلسفي و تحليلي است. به نظر مي‌رسد بيشتر شبهات يا دست کم برخي از آنها بر اثر عدم درک صحيح و عميق مبناگرايي اسلامي‌‌مطرح شده است. به نظر مي‌آيد مبناگرايي اسلامي‌‌با تکيه بر فلسفة اسلامي‌‌از چنان استحکام و ظرفيتي برخوردار است که توان پاسخگويي به انتقادات وارد شده را داراست.
حسن عبدی
نظريه‌هاي اخلاقي معمولاً به سه‌ گروه نظريه‌هاي فضيلت‌گرايي، نتيجه‌گرايي و وظيفه‌گرايي تقسيم مي‌شوند. نظريات اخلاقي اغلب فيلسوفان اسلامي را مي‌توان جزء نظريه‌هاي فضيلت‌گرا دانست. ملاصدرا يکي از بزرگ‌ترين فيلسوفان اسلامي است، که فلسفة او از جهات مختلف دارای نوآوری است، پس شايسته است که نظرية اخلاقي او به‌طور منسجم تحقيق و بررسي گردد. اين مقاله به اين مهم مي‌پردازد. ملاصدرا به عنوان يک فيلسوف فضيلت‌گراي اخلاقي، نظرية اخلاقي‌اش را با بحث از سعادت آغاز مي‌کند. او بر اساس مبناي فلسفي‌اش، اصل وجود، شعور و ادراک وجود را سعادت مي‌شمارد. هر موجود بر اساس مرتبه وجودي‌اش از سعادت متناسب برخوردار است. وي در بياني کلي سعادت را نيل هر موجودي به کمال وجودي مختص خويش تعريف مي‌کند که اين کمال وجودي با مقتضاي ذاتي او مطابق است. از نظر ملاصدرا سعادت حقيقي انسان در حکمت نظري و علم به حقايق اشيا و مشاهدة موجودات مجرد عقلي و ذوات نوراني و اتصال و بلکه اتحاد با عقل فعال و بالاتر از همة ادراک ذات باري تعالي و لقاي اوست. اما نيل به اين سعادت عقلي بدون سعادت بدني که همانا تهذيب نفس، تطهير باطن، کنترل قواي غضبي و شهوي توسط قوة عقلي و نيل به ملکة عدالت ممکن نيست. ملاصدرا معتقد به قاعدة اعتدال ارسطويي است و همة فضايل اخلاقي را در حد وسط ميان دو طرف افراط و تفريط قرار مي‌دهد. وي مانند اغلب علماي اخلاق اسلامي معتقد به چهار فضيلت اصلي و هشت رذيلت اصلي مقابل است.
حسین اترک