دوره 15, شماره 2

تابستان 1394

کل شماره

کل شماره را دریافت و نمایش بده PDF PDF PDF PDF PDF PDF PDF

فهرست مطالب

مقالات

نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبائی دیدگاهی است که بدون تردید مرتبط با مباحث کارکردهای ذهن و عقل است، اما مساله این است که با توجه به شناخت ما به معقولات سه گانه در فلسفه اسلامی (دو نوع معقول فلسفی و یک نوع معقول منطقی)، نظریه ادراکات اعتباری چه نسبتی می تواند با این ها داشته باشد، همچنین چه تقریرهایی از نظریه علامه در معاصرت ایشان و پس از او انجام گرفته است.

در این مقاله با بررسی مبانی و علل پیدایش بحث معقولات در فلسفه اسلامی، همچنین تمایز این سه نوع معقول از یکدیگر، در پاسخ به دو سوال مذکور ضمن بیان دیدگاههای معاصر در این باره، این مطلب مورد بحث واقع شده است که ادراک اعتباری از کارکردهای عقل عملی است و به عنوان قسم دیگری از معقول پا به عرصه مباحث فلسفی گذاشته است.

زینب یوسف زاده, سیدمحمدعلی دیباجی, سیدمحمدعلی دیباجی
1-26
با بررسی آثار ارسطو و ابن سینا به خوبی در می یابیم که علل در نظام فلسفی آنها نقش مهمی در ایجاد و تحقق اشیاء در خارج و شناخت آن‌ها دارند و به عبارت دیگر جایگاه وجود شناختی و معرفت شناختی علل از اهمیت به سزایی برخورداراست. اگرچه از نظر ارسطو علیت ایجادی به معنای وجودبخشی، معنا و مفهومی ندارد و علت فاعلی تنها خارج کننده شیء از حالت بالقوگی به حالت بالفعلی است، اما بدون علل نمی توان هیچ گونه پیدایشی را در این عالم تبیین نمود، بنابراین هرچهار نوع علل برای تحقق و تبیین پیدایش از طریق حرکت لازم است. نزد ابن‌سینا علیت نه تنها در بحث خلقت و آفرینش نقش مهمی دارد، بلکه عامل پیوند‌دهنده تمام موجودات و خالق آن‌ها است و باعث می‌شود که جهان از نظمی به هم پیوسته و ضروری بهره‌مند شود. بنابراین علیت فقط در حرکت و از قوه به فعل رسیدن اشیاء مؤثر نیست، بلکه چیزی فراتر از حرکت در پیدایش موجودات نقش دارد و علت فاعلی موجودات را از امکان ذاتی خارج کرده و آنها را واجب کرده و موجود می کند.
مریم سالم
27-52
می‌دانیم تأثیرگذارترین فیلسوفان شرق و غرب در قرون اخیر به ترتیب ملّاصدرای شیرازی و کانت فیلسوف مشهور آلمانی است، به طوری که در هر حوزه، اکثر قریب به اتّفاق فیلسوفان متأخّر، یا در مسیر شرح و یا در طریق نقد بخشی از آثار و افکار ایشان قلم زده‌اند. هر یک از این دو فیلسوف برای خود اصول و اصطلاحات ویژه‌ای داشته‌اند که بعضی از آنها قابلیّت مقایسه با یکدیگر را دارند. نوشتار پیش رو به دنبال مقایسه‌ي «وجود و ماهیّت» صدرایی با «نومن و فنومن» کانتی است. در این راستا، ابتدا سه تفسیر از هر یک از این زوج مفاهیم ارائه گردیده و سپس شباهت‌ها و تفاوت‌های آنها مورد بحث قرار گرفته است. در ضمن بیان تفسیرهای گونه‌گون از وجود و ماهیّت صدرایی، به اقسام حیثیّت تقییدیّه توجّه ویژه‌ای شده و پیرامون تفاسیر متعدّد از نومن و فنومن کانتی، بر دو نگاه معرفت‌شناسانه و روان‌شناسانه تأکید رفته است
محمود هدايت‌افزا, شاكر لوائى
53-76
در این مقاله به تحقیق در مبانی تأویل در مکتب ابن عربی و نظرگاه علامه طباطبایی پرداخته ایم. در عرفان، مقوله "تأویل" عنصر مؤثری در فهم قرآن و متون روایی است. آن چه در تأویل عرفانی به دست می آید معانی باطنی ای است که بدون حفظ ظواهر حجیت ندارد. نویسنده در این تحقیق می کوشد تا مبانی اندیشه عارف را در مقوله تأویل به دست آورد. افزون بر طرح مبانی عرفانی تأویل، به طرح برخی شبهات و مسایل جدید پیرامون تأویل پرداخته و در مقام پاسخ به آنها بر آمده ایم. کار دیگر ما در این تحقیق، نظری تطبیقی به مبانی تأویل است. بدین منظور، اندیشه علامه طباطبایی را به عنوان مفسر بزرگ قرآن مدّ نظر قرار داده ایم. با این انتخاب، میان آراء عرفانی عرفا و آراء تفسیری علامه در این مسأله، تطبیق به عمل آمده و قرابت های فکری یک عارف و مفسر روشن شده است. هدف این مقاله، تحقیق در آراء ابن عربی و علامه طباطبایی جهت به دست آوردن مبانی تأویل و تطبیق این آراء است. روش ما در این مقاله، آمیزه ای از نقل و تحلیل عقلی ـ عرفانی است.
مسعود حاجی ربیع
77-100

نظریة اتمی که اکنون اقبال عام یافته است، در ظاهر همانند جزء­ لایتجزی است و برهان اثبات هیولا نیز وابسته به ابطال جزء است. مقالة حاضر درصدد پاسخ به این پرسش ­ها است که آیا دلایل ابطال جزء، اتم ­ها را نیز فرا می­گرفته است و آیا فلاسفه، مستقیماً نیز به ابطال نظریة اتمی پرداخته بودند و در هر دو صورت آیا قبول هیولا با پذیرش نظریة اتمی سازگار است. حاصل آن است که برهان ­های ابطال جزء مستقل هستند و با نظریة اتمی در نفی و اثبات تلازمی ندارند و فلاسفة ما در ابطال رأی دموکریت بر خطا بودند و اثبات هیولا ملازمه ­ای با رد نظریة اتمی ندارد.

نرگس کاظمی نیا, علیرضا کهنسال
101-128

مقاله حاضر، به طرح فرضیه ای درباره علّت امکان راهیابی خطای ناعامدانه به فهم های صادقانه و عالمانه از قرآن می پردازد. بر وفق فرضیه مزبور، هر فهمی از آیات قرآن، ناگزیر بر مجموعه ای از مبانی و مقدمات استوار است و مقدمات فهم متن، چنان گسترده و متنوعند و چنان از هرسو، امکان آشکار شدن زوایایی نهان از فهم متن انتظار می رود، که امکان احصاء شدن مقدمات فهم، عملاً منتفی می گردد. در نتیجه هر فهمنده در مقام فهم قرآن، علاوه بر مقدماتی و مفروضاتی که نسبت به آنها آگاهی دارد، ناگزیر به پاره ای از مقدمات هم اتکا دارد که نزد وی آشکار نیستند و صحت آنها در معرض پژوهش او قرار نگرفته است . پنهان ماندن و تحقیق نشدن پاره ای از مقدمات فهم متن نزد فهمنده قرآن، زمینه را برای تأثیرگذاری مقدمه ای ناصواب و به تبع آن شکل گیری تفسیری خطا فراهم می سازد. 

روح الله نجفی
129-148

این نوشتار بر اساس آخرین اثر هوسرل بحران علوم اروپایی و پدیده شناسی هوسرل بر دو مقوله اصلی تاکید می کند: از یک سو علم جدا شده از زندگی و فرهنگ بشر به بحران می انجامد و ریشه یابی بحران نیازمند تامل غایت شناختی-تاریخی است. هوسرل با پژوهش غایت شناختی-تاریخی درباره معنای اولیه علم و جستجوی بداهت های اولیه ای که علم بر آن استوار شده، می کوشد تا راهی برای خروج از بحران بیابد. از سوی دیگر او زیست جهان را به عنوان بنیاد و زمینه ای که علم بر آن استوار می شود معرفی می کند و با تشخیص تقدم زیست جهان از حیث اعتبار وجودی، سعی دارد به سرچشمه های شهودی علم بازگردد. زیست جهان به مثابه «بنیاد معنی» علم جدید، افق رسوب تاریخی معناها و آگاهی از آن متضمن آگاهی از تاریخ قصدی است. بنابراین در پدیده شناسی متاخر هوسرل، هم بر نقش تامل تاریخی به مثابه رویکردی برای شناخت سیر تفکر و علم تاکید می شود و هم تاریخ همچون افق و بستر علم درنظر گرفته می شود. ایده اساسی این نوشتار آنست که در تدوین یک فلسفه تاریخ برای علم در چارچوب اندیشه متاخر هوسرل، مفهوم بحران نقش اصلی ایفا می کند. با توجه به بحران علم، هوسرل چگونه از مولفه تاریخ بهره می جوید؟ آیا هوسرل با تشخیص بحران، از مفاهیم عقل، فلسفه و علم رویگردان شده و به نسبی گرایی و تاریخ گرایی متوسل می شود یا همچنان به رویای «فلسفه به مثابه علم متقن» باور دارد و در جهت احیای عقل و بهبود علم می کوشد؟

لیلا سیاوشی
149-182