دوره 13, شماره 2

تابستان 1392

فهرست مطالب

پيدايش علم و چگونگی  ارتباط آن با خارج، از مسائل مهم فلسفه است. وجود ذهني از سويي با علم و از سوي ديگر با وجود در ارتباط است. ديدگاه رايج در وجود ذهني، بر محور ماهيت و انحفاظ آن در ذهن و خارج استوار است. در اين مقاله ديدگاه خاص علامه طباطبايي، تبيين مباني فلسفي و تفاوت آن با آراء فلاسفة پيشين بررسي شده است. علامه با توجه به مباني خاص خود در باب وجود و ماهيت، نفس‌الامر، کاشفيت ذاتي علم، تقدم علم حضوري و ملاک صدق ، بر‌خلاف اغلب فلاسفه که در تبيين علم به نوعي از ماهيت استفاده کرده‌اند وجود ذهني را وجودي مقيسي نسبت به خارج مي‌داند که عين کشف و حاکويت از واقع مي‌‌باشد، همچنين در اين مقاله، تأثير مباني اين ديدگاه را بر فروعات مرتبط با مسئلة وجود ذهني از جمله مناط صدق در قضايا نشان داده‌ايم.

رضا اکبریان, غلامعلی مقدم
PDF

اين مقاله نزاع کُربن و حائري پيرامون اطلاق فيلوسوفي و تئوسوفي بر فلسفة اسلامي ‌در محافل غربي را مي­کاود؛ از نظر کربن و پيروانش اطلاق فلسفه به معناي غيرديني و مصطلح آن در غرب بر فلسفة اسلامي ‌رسا نيست و با بخش مهمي‌از آموزه­هاي آن در تعارض است. بدين منظور واژة تئوسوفي نظر به معنا و موارد کاربرد آن از آغاز فلسفه در يونان تاکنون ترجيح دارد. در طرف مقابل، حائري که فلسفة اسلامي‌را در اصل هلنيکي و کار فيلسوفان مسلمان را شرح و تفسير فلسفة ارسطو و ارائة استشهادات قرآني و روايي مي­داند، بين گونه­هاي مختلف فلسفي به نوعي همگوني قائل است. بر اين اساس، از نظر وي عنوان فيلوسوفي به همان معنايي که بر فلسفه‌هاي غربي اطلاق مي­گردد بر فلسفة اسلامي‌نيز صادق است و تئوسوفي چنين اعتباري را ندارد. اين قلم نه ادلة حائري را کافي مي­داند و نه فلسفة اسلامي‌را در برابر فلسفة هلنيکي قرار مي­دهد. در فلسفة اسلامي ‌مايه­هاي استوار يوناني، حفظ و افزون بر آن، ابداعات فراواني نيز بر آن افزوده شده است. از اين رو مقالة آوانويسي «حکمت اسلامي» را ارجح مي­داند.   


اسحاق طاهری سرتشنیزی
PDF

استنتاج قضية ممكنه از دو قضية ممكنه يكي از نزاع‌هاي پردامنه در منطق قديم است كه ارسطو، ابن‌سينا، فخر رازي، خواجه نصير و قطب رازي بر آن مهر تأييد زده‌اند، در حالي كه خونَجي، ابهري، ارموي و كاتبي آن را مردود شمرده‌اند. شگفت اين است كه منطق جديد در اين نزاع جانب گروه دوم را مي‌گيرد. از سوي ديگر، اخيراً معلوم شده است كه منطق‌دانان قديم هر يك از قضية حقيقيه و خارجيه را به اشتراك لفظ در دو معنا به كار برده‌اند بدون اينكه از اين اشتراك لفظ آگاه باشند: ملاك تقسيم، در يك معنا، رابطة عقدالوضع و عقدالحمل است و در ديگري، ظرف وجود موضوع. بنا به ملاك نخست، قضاياي حقيقيه به صورت موجهاتي و با ادات‌هاي ضرورت و امكان تفسير مي‌شوند؛ در حالي كه بنا به ملاك دوم، اين قضايا فاقد هر گونه جهتي هستند و در برابر، قضاياي خارجيه با محمول وجود تحليل مي‌شوند. در اين مقاله، پس از گزارش نزاع ياد شده دربارة استنتاج از دو ممكن، نظرات، ايرادات و دفاعيه‌ها را به زبان منطق جديد صورت‌بندي كرده و نشان داده‌ايم كه طرفين نزاع تصور يكساني از قضاياي حقيقيه و خارجيه نداشته‌اند: موافقان استنتاج از دو ممكن، تفسير نخست و مخالفان، تفسير دوم را در ذهن داشته‌اند.

اسد الله فلاحى
PDF
در اين مقاله به معناشناسي «عقل» و «تفکر» و به ارتباط آن دو با «نفس» و «فطرت انسان» پرداخته شده است. اگرچه «عقل» در اصطلاح معروف و فلسفي­اش در دو معناي «جوهر بسيط» و «قوة نفس» استعمال شده است، ولي بررسي­هاي لغوي و قرآني نشان مي­دهد که معناي اصلي اين ماده -يعني «امساک» و «نگهداري»- است و براي آن بايد به قرآن توجه شود. ارشاد قرآن به تعقل، تنها ارشاد به علم و دانستن نيست بلکه به معناي پاي­بندي بر حقايق و معلومات فطري و بهره گيري از آنهاست. معناي اصلي مادة «تفکر»، «تردد و حرکت دروني نفس براي جداسازي معلومات صحيح از سقيم» مي­باشد. ماده «فکر» در باب «تفعل» دو معني «مطاوعه باب تفعيل» و «تکلف» را دربردارد. با توجه به اين معاني، به تلاش دروني نفس براي کشف، بازيابي و شناخت معلومات فطري»، «تفکر» اطلاق مي­شود که حاصل آن، بازيابي بينش­هاي فطري و معرفت نفس است. نفس در اين فرايند و رجوع به فطرت با موانع گرايشي و مقاومت­هاي بعد طبيعي خود مواجه است که از اين مواجهه با عنوان «جهاد با نفس» نيز ياد مي­شود. در نتيجه «تفکر» با شرايطي که بيان گرديد، اولين گام براي موفقيت در جهاد با نفس خواهد بود.
محمدمهدی باباپور گل افشانی, قدیر اسفندیار
PDF

مثنوی معنوی اثری گران سنگ است. انسان متفکر می‌‌تواند با تعمق در این کتاب علاوه بر مفاهیم بلند عرفانی، منابع سرشاری از حکمت و فلسفه و جهان‌بینی‌های مترقی بشری را جستجو کند. یکی از زوایای پنهان اندیشة مـــولوی، توجه دقــیق او به روش‌شناسی است که یکی از شاخه‌های اصلی معرفت‌شناسی به‌شمار می‌آيد. هدف این مقاله ورود به موضوع روش‌شناسی در اندیشة مولوی است که به نظر می‌‌رسد تاکنون به آن پرداخته نشده است. برای نیل به‌این مقصود، اولین حکایت مثنوی در دفتر اول، با نگاهی متفاوت مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج این بررسی مؤید یافته‌های پیش روست؛ نخست اینکه در نگاه مولوی، معرفت‌شناسی دینی از حیث روش جامع نگر است و تمامی‌‌شیوه‌های رایج شناخت را به رسمیت می‌‌شناسد. دوم اینکه، آنچه امروز شیوة علمی‌‌در روش‌شناسی نامیده  می‌شــود، به دقت تمام در مثنوی معرفی و توصیف شده است. سوم، محدود کردن اعتبار روش‌های پژوهش در علوم انسانی به شیوة تجربی، نادرست بوده و راه صواب، به‌کارگیری روش عام و ترکیبی است. چهارم، رعایت اخلاق علمی‌‌در فرایند پژوهش یک ضـــرورت است. امانتداری و صداقت دو ویژگی مهم اخلاق علمی‌‌است و پنجم ایــنکه، اگرچه عقل و تجربه دو ابزار قدرتمند شناخت است  و در نتیجه هر دو رویکرد خردگرایانه و علمی‌‌دارای جایگاهی رفیع و ارزشمند می‌‌باشد، امــــا درعین حال دارای محدودیـت‌های قابل تأملی در شناخت کامل انسان و جهان هستی است.

احمد بدری
PDF

غزالي در سير حقيقت‌طلبي خويش پس از کلام، فلسفه و باطنيه به طريقة صوفيه روي مي­آورد. وي مرتبة صوفيان را تا جايي ارتقا مي­دهد که عقل توان درک آن را ندارد و همة حرکات و سکنات آنان را مقتبس از نور نبوت مي‌‌داند. از اين رو، برخلاف متکلمان، فلاسفه و باطنيه، انتقاد مهمي‌‌را متوجه آنان نمي­کند. البته او خود در رتبة عارفان بزرگ قرار نمي­گيرد و فاقد بسياري از تجارب ايشان است. آثار عرفاني او نيز بسيار ضعيف تر از عرفاي ديگر است. هر چند تربيتي صوفيانه داشته و در محيطي صوفيانه پرورش يافته ولي وجود پير و مرشد که به اذعان خود او از لوازم سير و سلوک عارفانه است در زندگي‌اش گزارش نشده است. وجود چنين گرايش‌ها و عواملي صوفي دانستن غزالي را دچار شک و ترديد مي­کند.

            

اصغر واعظی, موسی صیفی هزاری
PDF

سير عباد خدا و راهروان راه حق و حقيقت، دو گو‌نه است: سير محبي و سير محبوبي. متناسب با اين دوگروه، دوگو‌نه ذکر وجود دارد: مجازي و حقيقي. برخلاف ذکر مجازي که قيام به نفس اعتباري بنده دارد، در ذکر حقيقي که اصالتاً به محبوبان حق يعني معصومان -که درود خدا بر ايشان باد - اختصاص دارد، ميان ذاکر و مذکور هيچ نحوه دوگانگي وجود ندارد؛ زيرا دوگانگي از آن محجوبان ‌است و با عصمت ناسازگار است. بنابراين حقيقت وجودي انسانکامل، حقيقت ذکر و ذاکر و مــذکور مي‌‌باشد. اين حقــيقتِ واحد در مراتب ظهور، خود را به صورت اذکار تکبير، تهليل، تحميد و تسبيح،  با زبان تکوين و تشريع در صور مظاهر، ياد مي‌کند و مي‌ستايد. اين نوشتار به همراه بررسي تفاوت مرتبه ذکر محبوبان و محجوبان، به تبيين سريان احاطي و انبساطي ذکر انسان کامل درمراتب هستي
مي‌‌پردازد.

فاطمه فرضعلی, سیدمرتضی حسینی شاهرودی
PDF