دوره 16, شماره 3

پاییز 1395

فهرست مطالب

مسئله حکایت گری معلومات ذهنی از جهان خارجی و کیفیت آن، از موضوعات اساسی در فلسفه اسلامی به شمار می رود. یکی از نظریه هایی که در باب این حکایت گری بیان شده، نظریه شبح نام دارد، که بر اساس آن تنها شبح و تصویری از شیء خارجی به ذهن می آید. این نظریه در میان حکمای طراز اول اسلامی طرفداری نداشته و توسط ملاصدرا و شارحان او مورد نقد قرار گرفته است. مدعای نگارندگان در این نوشتار این است که صرف نظر از مسئله معقولیت و عدم معقولیت نظریه شبح، که خود بحثی مستقل را می طلبد، استدلال های مخالفین در رد این نظریه، آن گونه که خودِ مخالفین پنداشته اند، چندان هم موجه به نظر نمی رسد.

زکریا بهارنژاد, سید امین میرحسینی
PDF
1-14
اعجاز قرآن به عنوان اساسی­ترین حجت پیامبر خاتم(ص) در اثبات دعوی رسالت و تحدی به آن، از صدر اسلام تاکنون جایگاه مهمی در مباحثات درون‌دینی و به ویژه منازعات کلامی و تبلیغ دین و خطابه‌ها داشته است. امروزه با توسعۀ مباحثِ معرفت­شناختی، بررسی برون‌دینیِ نظریات اعجاز قرآن به­خصوص از طریق نظریه­های کلاسیکِ معرفت­شناختی اهمیتی مضاعف یافته است. معرفت‌شناسی به عنوان رویکردی اساسی در فلسفه مدرن به بیان کم و کیف معارف انسانی می­پردازد. در حقیقت بررسی «صدق و توجیه­» نظریات علمی و کم و کیف آن از مهمترین وظایف دانشِ معرفت­شناسی محسوب می­شود. با توجه به کثرتی که در کیفیت فهم اعجاز قرآن وجود دارد، نگریستن به این نظریات از منظرِ معرفت‌شناسی ضرورت پیدا می­کند. در این راستا، ابتدا به بررسی نظریات اعجاز قرآن و بیان مولفه­های اصلیِ آن­ها می­پردازیم، سپس با بیان اهمّ مکاتب معرفت­شناختی و ذکر مولفه­های اصلیِ صِدق و توجیه­پذیریِ نظریات، به امکانِ صِدق و توجیه­پذیری نظریاتِ اعجاز قرآن خواهیم پرداخت. نظریه­های انطباق، کارکردگرایی و انسجام در معرفت، مهمترین نظریاتی محسوب می­شوند که برای بررسی در این مقاله مورد استفاده قرار گرفته­اند. هر سه این نظریات برای ارزیابیِ صِدق کاربرد دارند اما انسجام­گرایی در نظریات توجیه نیز مطرح می­باشد. تدقیق معرفت‌شناختی در خصوص اعجاز قرآن، از یک طرف پیامدهای معرفتی این دیدگاه را در تفاسیر قرآن روشن خواهد کرد و از سوئی دیگر، نسبت میان معرفت‌شناسی با مطالعات قرآنی را غنا خواهد بخشید.
قاسم درزی, حسین اله‌وردی, میثم قهوه چیان
PDF
15-48

در اديان توحيدي، تفسير اصول و عقايد آن شريعت (به ويژه مسئله توحيد) از لحاظ عقلي از دغدغه هاي اصلي پيروان اديان است. در اين ميان، گروهي به تحميل و تطبيق انديشه هاي خود به باورهاي ديني اقدام کرده (و گروهي نيز متهم اند) و  اين امر  اختلافي ريشه دار در بين دانشمندان ديني پديد آورده است. يکي از مسائل بحث انگيز در گزاره هاي ديني، مباحث توحيدي تبيين شده از سوي برخي دانشمندان (مانند فقها و متکلمان و ...) و تبيين توحيدي ارائه شده در عرفان نظري (و اسلامي) با نام وحدت وجود (يا وحدت شخصي وجود) است. با بررسي هايي انجام شده -گرچه در مورد مساله وحدت وجود مقالات و کتبي علمي به رشته تحرير در آمده اما - در خصوص اين مساله(نسبت وحدت وجود با روايات و آيات وحياني ) مطالبي به صورت جسته و گريخته مطرح شده اما در قالب وشکل  پژوهشي آکادميک چنين کاري صورت نگرفته است از اين رو هدف اصلي  نويسنده در اين مقال آن است که  با شيوه تحليل عقلي و  تامل  در منابع نقلي و بيان آيات و روايات (متناسب با عناوين عرفاني در مقامات و عوالم مختلف) به بررسي و تطبيق اين آيات و روايات (و نيز ادعيه) با مسائل عرفاني پرداخته و بر عدم تهافت (ادعايي از سوي برخي مخالفان) ميان مسائل عرفاني و شريعت تأکيد نمايد.

عبدالرضا سلامی زواره, سید اسماعیل سید هاشمی
PDF
49-74

خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن کریم به انواع مختلفی از پدیده‌های طبیعی اشاره کرده و به طور صریح یا غیرصریح برخی از ویژگی‌های آنها را توصیف می‌نماید. این امر لزوم اهتمام ویژه به روش تفسیر علمی و تبیین و تنقیح مبانی آن را نشان می‌دهد. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که برای ارائه هرگونه استنباط علمی صحیح از آیات قرآن می‌بایست مبانی کلامی خاصی را مد نظر قرار داد. البته این مبانی کلامی تنها مختص به تفسیر علمی نیستند و در سایر روش‌های تفسیری نیز موضوعیت دارند، ولی نسبت دادن آنها به تفسیر علمی به دلیل نقش اساسی و تعیین کننده‌ای است که در این روش تفسیری دارند، به گونه ای که کاربست یا خدشه در آنها به صورت نظری در اعتبار تفسیر علمی یا به صورت عملی در نحوه تفسیر علمی و مصادیق آن اثرگذار است. این پژوهش نشان می‌دهد که مهمترین مبانی کلامی دخیل در تفسیر علمی عبارتند از: ترکیبی و چندساحتی بودن زبان قرآن؛ واقع‌نمایی و عدم راهیابی باطل به قرآن؛ جاودانگی و فراعصری بودن قرآن؛ چندمعنایی و چندلایه بودن معانی قرآن؛ حکیمانه بودن کلام، افعال، اوامر و نواهی الهی؛ ضرورت وجود اسباب در اداره و انجام امور توسط خداوند.

بهاره مظاهری طهرانی, عباس مصلایی پور, فرزانه روحانی مشهدی
PDF
75-100

   تعالی و حضور به عنوان دو بُعد تشخص خداوند، همواره از مهم­ترین مباحث وجودشناسی الهیاتی، محسوب شده­اند. در گرایشهای مختلف فکری و عقیدتی در دین اسلام نیز این مسئله، همواره مورد بحث و اختلاف نظر قرار گرفته است. بیشتر این بحثها، از آیات قرآنی نشأت گرفته، چرا که در قرآن از خداوند، با این دو بُعد، یاد شده است. متصوفه نیز در عرفان نظری، در بحث وجودشناسی، به این مسئله پرداخته­اند. در این میان، مولوی که از بزرگترین عرفای تاریخ اسلام محسوب می­شود، در مثنوی خویش که در آن مبانی فکری خود را بیان داشته، به هر دوی این ابعاد وجودی خداوند پرداخته است و خود قائل به تعالی حق در عین حضور حضرتش در این جهان است. این پژوهش بر آن است تا ضمن مفهوم­شناسی تعالی و حضور، این مفاهیم را در مثنوی بررسی نماید و سپس با تبیین و تحلیل چگونگی جمع بین تعالی و حضور خداوند در عرفان مولوی، به نگرش وی در باب این موضوع، دست یابد.    

عظیم حمزئیان, طوبی رشیدی نسب
PDF
101-122

سعادت و کمال در اديان ابراهيمي، تقرب به خداي متعال است. اين تقرب را مي­توان از ابعاد گوناگون, نظير جايگاه آن در دين, تأثير آن در زندگي دنيوي و اخروي, راه­هاي تقرب به خدا و ... مورد بررسي قرار داد. اما يکي از موضوعات مهم، مباني و زيرساخت‌هاي اين قرب است. در اسلام و مسيحيت، قرب به خدا مبتني بر يکسري مباني الهياتي و انسان‌شناختي است. اين دو دين در برخي از مباني انسان‌شناختي قرب به خدا، نظير انسان طرف عهد با خدا، انسان در مسير شدن، انسان طالب کمال مطلق بودن و خليفة خدا و مسيح بودن انسان مشترک هستند. هرچند، با توجه به تفاوت بنيادين الهيات و انسان‌شناسي اسلام و مسيحيتِ مبتني بر نوشته‌هاي پولس، برخي از مباني تقرب به خداوند نيز در اين دو سنت متفاوت و مختص به يک دين است. در اسلام اين مباني اختصاصي عبارتند از: حامل امانت الهي بودن انسان، پاک­سرشتي انسان و توانايي او براي نيل به کمال. و در مسيحيت عبارتند از: آلوده­سرشتي انسان و ناتواني او براي نجات و قرب, جز با فيض خدا و فدية مسيح.

اسماعيل علي‌خاني
PDF
123-144

مسئلۀ لزوم افضلیت امام از قدیمی­ترین مسائل کلامی در باب امامت است که همواره مورد بحث و نظر بوده است. معمولاً دیدگاه­های اهل سنت و شیعه در خصوص این مسئله، دو دیدگاه متفاوت و دور از هم تلقی می­شود. به­دین­سان که شیعه از طرفداران بی­چون و چرای نظریۀ لزوم افضلیت امام معرفی شده و اهل سنت نیز کسانی قلمداد می­شوند که مقبولیت مردمی را مانعی برای پذیرش نظریۀ لزوم افضلیت امام دانسته­اند. نویسنده در این نوشتار با نگاهی به مهم­ترین دیدگاه­های فرقه­های اسلامی، می­کوشد تا ضمن معرفی نظریۀ صحیح مکتب تشیع، افزون بر مستدل­ساختن آن، به نقش مقبولیت مردمی در مسئلۀ لزوم افضلیت امام بپردازد. بر اساس مهم­ترین یافته­های این تحقیق، اگرچه مقبولیت مردمی، مانعی از پذیرش نظریۀ لزوم افضلیت امام نیست، نمی­توان برخی مراتب عدم مقبولیت مردمی را در صرف­نظر کردن از امامت گزینۀ افضل بی­تاثیر دانست.

محمدحسين فارياب
PDF
145-162