دوره 16, شماره 4

زمستان 1395

فهرست مطالب

در تفسیر معنای «اصالت وجود و اعتباریت ماهیت» دو نظریه عمده وجود دارد. گروهی بر آنند که؛ هر چند آنچه حقیقتا و بالذات ملأخارج را پر کرده وجود است اما از آنجا که ماهیت چیزی جز تعین و نحوه وجود نیست، در خارج عین وجود و به تبع آن حقیقتا موجود است. در نقطه مقابل گروهی معتقدند؛ آنچه حقیقتا عالم عین را در بر گرفته است صرفا حقیقت وجود است و ماهیات تنها نمود و تصویر وجود در پرده ذهن آدمی می باشند. از دیدگاه نظریه اول، اتحاد وجود و ماهیت چیزی جز عینیت خارجی ماهیت با وجود نیست ولی از دیدگاه نظریه دوم، اتحاد ماهیت با وجود صرفا به معنای صدق مفهوم ماهیت بر واقعیت خارجی می باشد.

هر چند برخی عبارات صدرالمتألهین هماهنگ با نظریه دوم است اما نگاه همه جانبه به عبارات و مبانی صدرالمتألهین ما را به نظریه اول رهنمون می سازد. دو شاهد مهم گواه بر این مدعا است؛ تشبیه رابطه وجود و ماهیت با رابطه ذات و صفات حق تعالی و مدعای صدرالمتألهین مبنی بر انطباق ماهیت ذهنی با ماهیت خارجی در مبحث «وجود ذهنی»

حسین اسلامی, قاسم پور حسن
PDF
1-18

رابطه‌‌‌‌‌‌‌‌ِ‌ِی ذهن و عین مسأله ای معرفت شناسی است که تعیین کننده‌ی دیدگاه رئالیستی یا ایده آلیستی فلاسفه می‌باشد. در میان فلاسفه‌‌‌‌‌‌‌‌ِ‌ِی اسلامی، سهروردی با فاصله گرفتن از رئالیسم ارسطویی تئوری جدیدی با عنوان « مماثلت » ارائه می‌دهد. او با رد شناخت ذات اشیاء به وسیله‌‌‌‌‌‌‌‌ِ‌ِی حد، مطابقت ماهوی را به چالش می‌کشد و تئوری مماثلت عین و ذهن را با شناخت از طریق صفات مجموعه ای بنا می نهد. با طرح نظریه مماثلت، شائبه‌‌‌‌‌‌‌‌ِ‌ِی ایده آلیستی تقویت می‌شود و نوعی درون نگری از تبیین های او بر می آید. این نوشتار در جهت تنقیح این مسأله به ظرفیت های حکمت بحثی و حکمت ذوقی عنایت کرده است و با توضیح رابطه‌‌‌‌‌‌‌‌ِ‌ِی شهودِ ماهیت نگر با اصالت واقع، رئالیسم سهروردی را تحت عنوان « رئالیسم اشراقی» معرفی کرده است.  بر این اساس، شائبه‌‌‌‌‌‌‌‌ِ‌ِی ایده آلیستی ِ حکمت بحثی او با نظریه اصالت شهود از بین رفته و رئالیسمی مستقیم قابل طرح می‌باشد.

سیدمحمدعلی دیباجی, سیده حورا موسوی
PDF
19-38

معرفت پيشيني داراي تعاريف زيادي در فلسفة غرب دارد که رايج‌ترين آنها، استقلال توجيه گزاره از تجربة حسّي است. تجربه در تعريف فوق، بايد به معناي تجربة حسّي ظاهری، تعبير شود؛ چرا که در غير اين‌صورت، اين تقسيم، از بين مي‌رود و مصداقي براي گزارة پيشيني باقي نمي‌ماند. ضرورت در محلّ بحث اين مقاله، به معناي وجوب است که يکي از مواد ثلاث مطرح در علم منطق است. به نظر مي‌رسد تفکيک پلنتينجا ميان ضرورت عيني و قضيّه‌اي، هر چند به لحاظ مفهومي، قابل قبول است، ليکن به لحاظ مصداقي ثمره‌اي ندارد. نويسنده معتقد است که ميان معرفت پيشيني و ضرورت، رابطة ملازمه برقرار است؛ يعني هر معرفت پيشيني، لزوماً ضروري نيز است؛ ليکن اين سخن که معرفت پسيني نمي‌تواند حاوي ضرورت باشد ضرورت به معناي مادّه، نه به معناي جهت و ضرورت منحصر در معرفت پيشيني است، محل اشکال است، هر چند ضرورت به معناي جهت، تلازم با پيشيني بودن معرفت دارد.

سید احمد غفاری قره باغ
PDF
39-60

دوران پست‌مدرن، دورانی است که عدم قطعیت، شاخصه اصلی معرفت شناسی آن است. مواجهه جامعه اسلامی شیعی با این عدم قطعیت‌ها در قالب‌های مختلفی بروز می‌کند. بر این اساس، چالش های ایجاد شده از سوی پست مدرنیسم برای اسلام و راهکارهای مقابله با آن چالش ها، موضوع اصلی مقاله حاضر را تشکیل می‌دهد. در این خصوص، ضمن برشمردن چالش هایی چون نفی روایت برتر، نسبیت معرفت، پلورالیسم، تاریخ مندی معنا و مفهوم حقیقت، رابطه زبان با متن و به متن آمدن، حاشیه رانده شده ها با بیان وجوه مثبت و منفی هر چالش، به بررسی این چالش ها و رابطه آن با اندیشه اسلامی پرداخته شده و در نهایت پیشنهادهایی برای نقش آفرینی در این دوره ارائه می شود. مقاله حاضر با بررسی چالش های برآمده از این جریان، در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که مزیت ها و معایب اندیشه پست مدرن برای اسلام چیست و نقش آفرینی ما در جهان معاصری که به حاشیه رانده شده های فرهنگی و دینی نضج یافته اند، چسان باید باشد؟

نتیجه مشخص آنکه وجوه مثبت اندیشه پست مدرنیسم که تا حدودی در اندیشه ما مغفول مانده و یا کمتر بدان بها داده می شد می تواند در حکم یک کاتالیزور برای اسلام در دنیای پست مدرن ایفای نقش کند. آنچه در ادامه بدان دست یافتم حاکی از آن است که با نوفهمي و نوآوري در ساحات دين‌پژوهي، توجه به بینشی با جوهری معنوی تازه برای رهایی بشر از هیچ انگاری مثبت و منفی، توجه به تحولات جهان و باور به ظرفیت خود، و با اعتباربخشیدن به دیگری ها و تغییر خواست خود از روان شناسانه به تاریخی، می توان امیدوار به ارائه نقشی شایسته در دوران پست مدرن شد.
مهدی رحیمی, علی شيرخاني
PDF
61-86

متکلّمان و متألهین در مسأله تکوینی و یا قراردادی بودن جزای اخروی آراء و دیدگاه های متفاوتی ارائه نموده اند. برخی طرفدار تکوینی بودن و برخی مخالف آن هستند. ظاهر آیات و روایات نیز با هر دو دیدگاه تکوینی و قراردادی همسو است. از این رو برخی دیگر از محققان در این مسأله قائل به جمع هر دو نظر شده و به وجود هر دو قسم از جزاء معتقد شده اند و به نحوی تناقض ظاهری آیات را پذیرفته اند. در این مقاله ضمن تبیین مسأله و طرح پرسش های مربوطه، به بیان آراء حکیمان و متکلمان پرداخته شده و سرانجام دیدگاه تکوینی بودن جزای اخروی انتخاب و هر گونه جنبۀ اعتباری و قراردادی ناصواب دانسته شده است، و با تبیین اشکال جمع هر دو قسم از جزاء تکوینی و قراردادی، راه حل تناقض ظاهری آیات را در تقریر صحیح و توجه به نظام توحیدی می داند و نهایتاً پاسخی قرآنی، استدلالی و عرفانی برای حلّ این تناقض ارائه می گردد.

محمدمهدی عموسلطانی, جعفر شاهنظری
PDF
87-116
بحث از امامت به ویژه امامت امام زمان (عج) از مباحث مهم و اساسی در مذهب شیعه است. احمد الکاتب، نویسنده معاصر، در کتاب الإمام المهدی حقیقة تاریخیة أم فرضیة فلسفیة دلایلی نقلی، تاریخی و عقلی در انکار وجود امام زمان(عج) مطرح می‌کند که یکی از آنها ادعای امامت جعفر، برادر امام عسکری، است. وی مدعی است که امام عسکری فرزندی نداشته و جعفر پس از وی ادعای امامت کرده و شیعه نیز به ندای وی لبیک گفته است و اجماع بر امامت وی داشته است. در این مقاله که به روش تحلیلی-انتقادی کوشش شده است که در ضمن شخصیت شناسی جعفر به شبهات احمد الکاتب پاسخ داده شود. تحقیق حاضر شخصیت شناسی جعفر نشان می‌دهد که وی شایستگی لازم برای امامت را نداشته و ادعای کاتب بر اجماع شیعه بر امامت جعفر نادرست بوده و دلایلی که وی بر آن اقامه کرده است، مثبت ادعای وی نیست.
فاطمه جعفری, حسین اترک, مریم خوشدل روحانی
PDF
117-134

هر ساختمان معرفتی ناچار از پیش فرض­هایی شروع می­شود که باید صدقشان مسلّم گرفته شود. توماس رید معتقد بود پیش فرض­های زیادی وجود دارد که عقلاء آنها را در زندگی خود مسلم فرض می­کنند و معارف خود را بر فرض صحت آنها بنا می­کنند. او سعی کرد با روشی علمی این پیش فرضها را که خود به آنها اصول اولیۀ فهم عرفی می­گوید استقراء کند؛ اصول اولیه­ای که ناشی از ساختار خلقت ما هستند و مبنای تعاملات روزمره ما با دیگران و جهان خارج می­باشند. هدف از این مقاله تشریح این اصول اولیه با مراجعه به کتب رید، و بررسی نقش آنها در معرفت بشری و نیز تبیین ناچاری ما از پذیرش آنها است. در پایان به وجه اهمیت این اصول از منظر رید خواهم پرداخت، و در نتیجه خواهم گفت بدون پذیرش اصول اولیۀ فهم عرفی، حجم عظیمی از معارفی که اذعان به آنها برای ما حیاتی است را از دست خواهیم داد.

حسینعلی نصراللهی, عباس یزدانی
PDF
135-158