<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>آینه معرفت</JournalTitle>
				<Issn>2251-8010</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2012</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>حقیقت ارادة الهی از منظر حکمت متعالیه</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">95574</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محسن</FirstName>
					<LastName>عمیق</LastName>
<Affiliation>دانشگاه صنعتی اصفهان</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>لیلا</FirstName>
					<LastName>فهیمی</LastName>
<Affiliation>حوزه علمیه قم</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مسئلة ارادة الهی از جمله مباحثی است که از دیر‌باز در اندیشة خردورزان خداباور مطرح بوده است، در قلمرو تفکر اسلامی نیز این موضوع همواره محل تضارب آراء واقع شده است. از نظرگاه حکمت متعالیه، ارادة الهی، جزء صفات کمالیه ذاتی و همان علم به نظام احسن می‌باشد، گرچه به عقیدة این گروه ارادة خداوند نیز همانند برخی دیگر از اوصاف او دارای مراتب است و لذا خداوند در مرتبة فعل نیز متصف به این صفت می‌باشد. البته در میان این گروه از فلاسفه، علامه طباطبایی ارادة الهی را فقط جزء صفات فعلیه بر‌می‌شمارد و با تفسیر آن به علم الهی مخالف است. تقسیم‌بندی ارادة الهی به مراتب اجمالی و تفصیلی و نیز تکوینی و تشریعی از جمله مباحث مهمی است که حکیمان متأله در تبیین این مسئله بدان پرداخته‌اند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ارادة الهی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حکمت متعالیه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ارادة اجمالی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ارادة تفصیلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ارادة تکوینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ارادة تشریعی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jipt.sbu.ac.ir/article_95574_9fd8a7659b1868a29aef36cce6f0828b.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>آینه معرفت</JournalTitle>
				<Issn>2251-8010</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2012</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>نظریة خداشناسی و دین فطری در آراء علامه طباطبایی</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">95589</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>غفوری نژاد</LastName>
<Affiliation>دانشگاه ادیان و مذاهب</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">علامة طباطبایی به عنوان فیلسوفی مأنوس با کتاب و سنت، نظریة خداشناسی و دین فطری را از منابع دینی اقتباس کرده و در راه تبیین عقلانی آن کوشیده است. خداشناسی فطری براساس ادراک احتیاج به موجودی غیر محتاج، شناخت خداوند از طریق نظم جهان، شناخت خداوند از طریق علم حضوری معلول به علت و خداشناسی از طریق علم به ثبات واقعیت تقریرهایی است که علامه در مواضع مختلف از خداشناسی فطری ارائه کرده است. وی همچنین انسان را فطرتاً خداگرا می‌داند و این گرایش فطری را بر اساس محبوبیت فطری پروردگار، گرایش فطری به تأمین‌کنندة سعادت، امید فطری به خداوند در شداید و ... تبیین می‌کند. علامه دین اسلام را فطری معرفی می‌کند. وی در تفسیر این انگاره، گاه تلاش می‌کند تا اصول اعتقادی اسلام را از طریق تمسک به مقتضیات فطرت اثبات نماید و گاه در صدد برمی‌آید با تبیین‌های ویژة خود، مجموعة معارف اسلام(شامل اعتقادات، اخلاقیات و احکام) را متناسب با ساختمان وجودی انسان معرفی کند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علامه طباطبایی، فطرت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jipt.sbu.ac.ir/article_95589_d34775a84c64f17dea80c1f189748e30.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>آینه معرفت</JournalTitle>
				<Issn>2251-8010</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2012</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی مفهوم فلسفة اسلامی در آثار شهید مطهری</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">95597</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سیدمحمدعلی</FirstName>
					<LastName>دیباجی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سیدمحسن</FirstName>
					<LastName>اسلامی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در چند دهة اخیر اندیشمندان و متفکران به فلسفة اسلامی به عنوان موضوع و مسئله‌ای مهم توجه نشان داده‌اند. این پرسش مهم در این زمینه مطرح است که تعبیر فلسفة اسلامی به چه معناست. پس از روشن شدن این معنا و نیز تفسیر ویژگی «اسلامی» در این فلسفه، باید تفاوت‌های این فلسفه را با آنچه فلسفة غرب می‌خوانیم نشان دهیم، یعنی بگوییم که چه تفاوت‌هایی به ما اجازه می‌دهند از چنین تعبیری استفاده کنیم. در این مقاله کوشش شده تا پاسخ این پرسش‌ها را با توجه به آثار شهید مطهری (و به تعبیری از دیدگاه ایشان) بررسی کنیم. از نظر شهید مطهری فلسفة اسلامی و فلسفة غرب تفاوت‌های زیادی دارند که این تفاوت‌ها را در سه بخش پرسش‌ها، پاسخ‌ها و زیست- محیط می‌‌توان دسته‌بندی کرد. با این بیان که در فلسفة اسلامی شاهد پرسش‌های جدید و پاسخ‌های جدید به پرسش‌های قدیمی هستیم و اینها تا حد زیادی به سبب زیست- محیط خاصی است که فلسفة اسلامی در آن پرورش یافته است. در این زیست- محیط عناصر فرهنگی خاصی از جمله قرآن، روایات، کلام اسلامی حضور دارند که افق‌های ویژه‌ای را در برابر دیدگان فیلسوفان مسلمان گشوده‌اند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فلسفة اسلامی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فلسفة غرب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فلسفة مادی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مطهری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jipt.sbu.ac.ir/article_95597_e39f74d6a12573218e4e95a622a89704.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>آینه معرفت</JournalTitle>
				<Issn>2251-8010</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2012</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>ارتباط معناداری زندگی با اعتقاد به خدا از منظر مولانا</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">95607</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>شکراله</FirstName>
					<LastName>پورالخاص</LastName>
<Affiliation>دانشگاه محقق اردبیلی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>فرجی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه محقق اردبیلی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مثنوی معنوی اثر گرانبهای مولانا جلال-الدین بلخی دریای متلاطمی از مفاهیم و رموز حیات است. یکی از این مفاهیم، ارتباط معنادار زندگی در راستای اعتقاد به خداست. در این دیدگاه نگاه مولانا به پدیدة مرگ با نگاه طرفداران فلسفة پوچی متفاوت است و همین تفاوت در دیدگاه تفاوت در اندیشه و آراء را سبب شده است. طرفداران فلسفة پوچی مرگ را پایان حیات بشری می‌دانند، بنابراین بدیهی است که با چنین اندیشه‌ای کل نظام هستی را پوچ و بی-معنا می‌انگارند. اما متفکران و اندیشمندانی مانند مولانا نه تنها مرگ را پایان زندگی نمی‌دانند بلکه آن را به مثابه نقطة عطف و آغازین مرحلة جدیدی از حیات بشری می‌دانند. حیاتی که در پرتو اعتقاد به خدا معنادار می‌شود. در این جستار علاوه بر اینکه دیدگاه‌های مولانا دربارة حیات، فلسفةآفرینش و تکلیف آدمی در نشأة دنیوی تبیین می‌شود، با ذکر دلایل متقن و مبرهن اندیشة طرفداران فلسفة پوچی که ناشی از تفاوت نگاه آن‌ها به پدیدة مرگ و نیز عدم وجود دیدگاهی الهی است، بررسی می‌شود. این جستار بر اساس منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی، به روش تجزیه و تحلیل داده‌ها، پس از تعریف مختصر و اجمالی از معنا و مفهوم زندگی، فلسفة آفرینش، حیات را از منظر مولوی بررسی می‌کند و سپس بر اساس داده‌های به دست آمده به تببین دیدگاه مولانا دربارة حیات معنادار در پرتو اعتقاد به خدا و دیدگاه طرفداران فلسفة پوچی پرداخته است و سرانجام تبیین نماید آیا مرگ پایان زندگی است یا مقدمه-ای برای حصول به کمال و حیات ابدی.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آفرینش</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انسان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حیات</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خدا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مثنوی معنوی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مرگ</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jipt.sbu.ac.ir/article_95607_62d644c41051b63fb80a9e4800ac28b9.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>آینه معرفت</JournalTitle>
				<Issn>2251-8010</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2012</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>چیستی صادر اوّل، ادله و لوازم فلسفی آن در فلسفه ملاصدرا</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">95616</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>اکبریان</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محسن</FirstName>
					<LastName>اصلانی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تبیین و تشریح صادر اوّل، دغدغة ذهن حکمای اسلامی بوده است. حکمای مشاء، صادر اوّل را عقل اوّل دانسته‌اند. ملاصدرا صادر اوّل را گاهی عقل اوّل و در برخی آثار خود وجود منبسط دانسته است. این مقاله تلاش دارد، علاوه بر ارائه نظر ملاصدرا در باب این موضوع، عبارات به ظاهر متعارض ملاصدرا در باب صادر اوّل را توجیه کند. این تحقیق به این پرسش پرداخته که آیا فلسفة ملاصدرا توان اثبات فلسفی وجود منبسط به عنوان صادر اوّل را دارد؟ و این اثبات بر پایه کدام تقریر از وحدت وجود صورت می‌گیرد؟ در ادامه با اثبات ادعاهای فوق لوازم فلسفی و احکام و عوارض صادر اوّل به نحو استقرائی إحصا شده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ملاصدرا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صادر اوّل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وجود منبسط</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وحدت شخصی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وحدت حقه حقیقیه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jipt.sbu.ac.ir/article_95616_dade62874004f99d6cadf472a9c3565f.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>آینه معرفت</JournalTitle>
				<Issn>2251-8010</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2012</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Wisdom from Molana's perspective</ArticleTitle>
<VernacularTitle>عقل از دیدگاه مولانا</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">95624</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسن</FirstName>
					<LastName>سعیدی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ولی الله</FirstName>
					<LastName>نصیری</LastName>
<Affiliation>دانشگاه ادیان و مذاهب قم</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>null</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مولوی برخلاف برخی عارفان که از سر بی مهری به عقل می‌نگرند، در آثار خود به ویژه در مثنوی معنوی با اهتمامی‌ ‌ویژه به عقل نگریسته است. او تمام گونه‌ها و اطلاقات عقل و زوایای آن را بررسی کرده است. از این رو گاه به نکوهش و گاه به ستایش عقل پرداخته است. وی در مواردی مقام راهبری را به عقل سپرده و بیان می‌‌کند که کدام گونه عقل است که آدمی‌‌را به مقصد می‌‌‌رساند وکدام گونة آن آدمی‌‌را از رسیدن به هدف باز‌می‌‌دارد. از آنجا که به نظر مولوی، عقل‌های جزوی، معاش وهم و خیال‌اند، به نکوهش آن می‌‌پردازد و معتقد است که این عقول نمی‌‌توانند راهبر انسان باشند ولی از دیگرسو، عقل‌های کل، کلی را به عنوان عقولی راهگشا معرفی می‌‌کند و اظهار می‌‌دارد که این عقل‌ها هستند که می‌‌توانند سرانجام انسان را به سر منزل مقصود برسانند. هدف اصلی این نوشتار آن است که مسئلة عقل وجایگاه آن را از دیدگاه مولوی به روش تحلیلی و با استفاده از آثار وی مورد کند وکاو قرار دهد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقل جزئی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقل کلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقل معاش</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقل ایمانی و عقل کسبی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jipt.sbu.ac.ir/article_95624_c8f0c5d7a00eba4d84230c116df25678.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>آینه معرفت</JournalTitle>
				<Issn>2251-8010</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2012</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>سنت به مثابه خاستگاه عقل</VernacularTitle>
			<FirstPage></FirstPage>
			<LastPage></LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">95630</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>اصغر</FirstName>
					<LastName>واعظی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>کیادربندسری</LastName>
<Affiliation>دانشگاه شهید بهشتی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2015</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مقاله حاضر به بررسی تلقی گادامر از سنت و نسبت میان عقل و سنت می‌پردازد. ابتدا ضمن اشاره به معنای لغوی واژة سنت، سه تعریف انسان شناسانه، کلامی و سنت گرایانه از سنت ارائه و با یکدیگر مقایسه و در نهایت معنای اصطلاحی مورد نظر گادامر بیان می‌شود. گادامر که یک فیلسوف احیاگر سنت است دیدگاه خود در خصوص رابطة عقل و سنت را با تحلیل چگونگی نگاه روشنگری و رومانتیسم به عقل و سنت آغاز می‌کند. درحالی‌که فیلسوفان عصر روشنگری سنت را در برابر عقل قرار داده و برای پاسداری از حریم عقل، سنت را بی‌اعتبار کردند، رومانتیسم در واکنشی افراطی به این طرز تلقی ضمن تأیید تقابل عقل و سنت، عقل را به نفع سنت کنار زد. اما این خط‌کشی جدایی‌ساز بین دو قلمرو متمایز عقل و سنت با مخالفت جدی فیلسوفانی نظیر مایکل اوکشات، ادموند برک، فردریش فون هایک و گادامر مواجه شد. از نظر این عده نسبت میان سنت و عقل پیچیده‎تر از آن است که بتوان آنها را در تقابلی واضح قرار داد. سنت نه تنها مانعی برای عقل محسوب نمی‎شود بلکه از جهاتی مقوم آن نیز هست و بدون سنت عقلی در کار نخواهد بود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سنت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پیشداوری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روشنگری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رومانتیسم</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://jipt.sbu.ac.ir/article_95630_2d0735730d6d8da4251bc24a81db91b8.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
