<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>آینه معرفت</title>
    <link>https://jipt.sbu.ac.ir/</link>
    <description>آینه معرفت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تبیین منشأ دین از نگاه فروید و ارزیابی آن از منظر آیت‌اللّه جوادی آملی</title>
      <link>https://jipt.sbu.ac.ir/article_106988.html</link>
      <description>زیگموند فروید، با تکیه بر جهان‌بینی مادی و رویکرد روان‌شناختی، علت پیدایی دین را بشری، علت گرایش به آن را جهل و ترس از پدیده‌های طبیعی و علت ضرورت گرایش به آن را نیاز موقتی به آرامش روانی معرفی می‌کند. این نظریه تا کنون از جهات متعدد ارزیابی شده است، اما پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تفکیک سه معنای &amp;amp;laquo;منشأ دین&amp;amp;raquo; به واکاوی و نقد آن از منظر آیت‌اللّه جوادی آملی می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که نظریۀ فروید در هر سه حوزه با نقدهای بنیادین مواجه است: فروید، از حیث علت پیدایی، با غفلت از ابعاد فرامادی دین، دین را به پدیده‌ای بشری فروکاسته است. از حیث علت گرایش، شواهد تاریخی و نقلی با نظریۀ جهل و ترس ناسازگار است؛ انبیا و اولیای الهی عالم‌ترین و شجاع‌ترین مردم زمان خود بوده‌اند و علت اصلی گرایش به دین فطرت الهی است. از حیث علت ضرورت گرایش، نیاز به دین امری دائمی است، نه موقتی. ازاین‌رو، پیش‌بینی فروید دربارۀ زوال دین با پیشرفت علم تحقق نیافته است. درمقابل، آیت‌اللّه جوادی آملی، براساس جهان‌بینی اسلامی، منشأ پیدایی دین را ارادۀ خداوند، علت گرایش به آن را فطرت و علت ضرورت گرایش به آن را نیازهای اساسی و دائمی انسان می‌داند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سخن سردبیر</title>
      <link>https://jipt.sbu.ac.ir/article_107361.html</link>
      <description/>
    </item>
    <item>
      <title>معنای وحی در قرآن با تأکید بر شعورمندی همه موجودات</title>
      <link>https://jipt.sbu.ac.ir/article_107281.html</link>
      <description>در الهیات اسلامی، وحی غالباً در چهارچوب وحی تشریعی پیامبران فهم شده است، درحالی‌که قرآن کریم این ریشه را درباره پیامبران، انسان‌های غیرنبی، زنبور عسل، آسمان‌ها و زمین، القائات شیطانی و ارتباطات پنهان انسانی نیز به کار می‌برد. مسئله مقاله آن است که آیا این کاربردها صرفاً مشترک لفظی و مجازهای پراکنده‌اند یا هسته‌ای دلالت‌شناختی دارند. مقاله، با روش تحلیل مفهومی ـ تفسیری و با تکیه بر منابع لغوی، تفسیری و فلسفی، هسته لغوی وحی را در سه مؤلفه &amp;amp;laquo;افاده معنا&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سرعت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خفا&amp;amp;raquo; بازسازی می‌کند. سپس، با توجه به آیات تسبیح، نطق، حشر موجودات و مبنای تشکیکی شعور در حکمت متعالیه، وحی را &amp;amp;laquo;القای سریع و پنهانی معنا یا امر به قابل، متناسب با مرتبه وجودی او&amp;amp;raquo; تبیین می‌کند. درعین‌حال، میان وحی تشریعی، الهامی، تکوینی و کاربردهای لغوی یا استعاری آن تفکیک می‌شود تا حجیت وحی نبوی مخدوش نشود. نتیجه آن است که وحدت ساختاری وحی صورت‌بندی قرآنی ـ فلسفی مراتب القای معنا و امر در عالم است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تحول مفهوم معیت الهی از کلام امامیه تا حکمت متعالیه با محوریت آیه ۷ سوره مجادله</title>
      <link>https://jipt.sbu.ac.ir/article_107011.html</link>
      <description>قاطبه متکلمان امامیه و ملاصدرا تفسیرهای مختلفی با توجه به مبانی خود از آیه شریفه 7 سوره مبارکه مجادله ارائه داده‌اند. مکتب کلامی اسلامی، با پذیرش بینونت عزلی و قائل شدن به تفاوت سنخی و ساختاری وجود اشیا با وجود حق تعالی، معیت خدا با اشیا را به‌نحو علمی ـ قدرتی تفسیر کرده است؛ یعنی حق تعالی، از نظر معیت علمی، محیط بر موجودات است و بدان‌ها علم دارد. اما از نگاه صدرا و براساس مبانی همچون اصالت وجود، بسیط‌الحقیقه و نفی وحدت عددی، این آیه فهمی عمیق‌تر از نسبت خدا با هستی ارائه می‌دهد و رابطه خالق و مخلوق را به صورت وجودی تبیین می‌کند. در این تحقیق، با روش توصیفی ـ تحلیلی به تبیین و بررسی معیت مطرح در اندیشه متکلمان امامی و حکمت صدرایی از آیه 7 سوره مبارکه مجادله پرداخته می‌شود. ملاصدرا اگرچه در پذیرش معیت علمی با متکلمان هم‌نواست، معتقد است که حق تعالی به دلیل سریان وجودى در همه مواطن هستى، به نحو وجودی، با هر مخلوقی معیت دارد و حق تعالی، اگرچه با مخلوقات است، از نواقص وجودی آن‌ها منزه است. معیت وجودی ملاصدرا هویت عین‌الفقری مخلوقات به حق تعالی را به اثبات می‌رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معنای زندگی در افق هستی‌شناختی: مطالعه تطبیقی در اندیشه اسپینوزا و علامه طباطبایی</title>
      <link>https://jipt.sbu.ac.ir/article_106944.html</link>
      <description>بحران معنا در جهان معاصر، بیش از آنکه محصول چالش‌های زیستی باشد، ریشه در گسست میان آگاهی فردی و نظم هستی‌شناختی دارد. این پژوهش، با رویکردی تطبیقی، منظومه فکری باروخ اسپینوزا و علامه طباطبایی را به‌مثابه دو پاسخ متفاوت به این بحران واکاوی می‌کند. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که، علی‌رغم اشتراک هر دو متفکر در ضرورت عبور از &amp;amp;laquo;جهل از جایگاه خود&amp;amp;raquo; برای دستیابی به معنا، مسیرهای پیشنهادی آن‌ها به دو افق متمایز ختم می‌شود: اسپینوزا، با تأکید بر ضرورت درون‌ماندگار و انحلال فردیت در &amp;amp;laquo;عشق عقلانی به خدا&amp;amp;raquo;، نوعی معنای ایستا و مبتنی بر پذیرش ضرورت حاکم بر طبیعت را ترسیم می‌کند. درمقابل، علامه طباطبایی، با تکیه بر وحدت تشکیکی و حرکت جوهری، معنا را از سنخ &amp;amp;laquo;شدن&amp;amp;raquo; و استکمال فعالانه به‌سوی حق مطلق می‌بیند. نوآوری این مقاله در ارائه مدل &amp;amp;laquo;پذیرش فعالانه&amp;amp;raquo; است؛ مدلی که در آن آرامش ناشی از درک ضرورت اسپینوزایی نه به‌مثابه پایان راه، بلکه به‌منزله زیرساختی برای شور استکمالی و حرکت به سوی لقاءاللّه در اندیشه علامه عمل می‌کند. این تلفیق آرا بدیلی جامع برای انسان مدرن فراهم می‌آورد تا، در میان جبر قوانین و میل به تعالی، توازنی معنادار برقرار سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نظریه نصّ و جایگاه آن در اندیشه سیاسی اهل ‌سنت: بازخوانی تاریخی تا سده نهم هجری</title>
      <link>https://jipt.sbu.ac.ir/article_107172.html</link>
      <description>این پژوهش جایگاه نظریه &amp;amp;laquo;نصّ&amp;amp;raquo; را در اندیشه سیاسی اهل سنت تا سده نهم هجری واکاوی می‌کند. شیعه مشروعیت امامت را بر نصّ الهی می‌نهد، اما سنت غالبِ اهل سنت بر انتخاب و بیعت تأکید دارد. بااین‌حال، جریان‌هایی چون اهل حدیث، حنابله و برخی زهاد برای مقابله با شیعه و دفاع از مشروعیت خلفای راشدین از نظریه نصّ بهره گرفته‌اند. این نظریه در اهل سنت ساختاری ثانوی و واکنشی دارد و از قرون نخستین فرقه‌هایی چون بکریه، مرجعه و کرامیه آن را پیگیری کردند، و در قرون بعدی در قالب روایات نبوی بروز یافت. طرح نظریه نصّ با خلافت به‌مثابه کانون نظریه انتخاب، از یک ‌سو، و رواج تشیع و تصوف، از سوی دیگر، پیوند دارد. یافته اصلی آن است که، علی‌رغم تقابل نظریه نصّ با گفتمان مشروعیت سنی، شرایط سقوط خلافت و غلبه اندیشه شیعی ـ صوفی، تحولی معنادار ایجاد کرد و نظریه نصّ را از گفتمانی تقابلی به بخشی از نظریه مشروعیت نزد برخی صاحب‌نظران اهل سنت تبدیل ساخت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نفس و بدن در اندیشه ابن&amp;rlm;هندوی رازی</title>
      <link>https://jipt.sbu.ac.ir/article_107280.html</link>
      <description>اندیشه&amp;amp;rlm;های ابن&amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;هندوی رازی (وفات 420ق) مغفول &amp;amp;rlm;مانده‌اند، ازجمله اندیشه&amp;amp;rlm;اش &amp;amp;rlm;درباره نفس و رابطه&amp;amp;rlm;اش با بدن. بااین‌حال، مسکویه و غزالی تحت‌تأثیر اویند. نوشتار حاضر نخستین &amp;amp;rlm;پژوهش در این زمینه است و با استفاده از نسخ خطی یافت‌شده از آثار وی و نیز آثار منتشرشده&amp;amp;rlm;اش فراهم آمده است. او انسان را &amp;amp;laquo;الحیّ الناطق المائت&amp;amp;raquo; تعریف می‌کند. این تعریف ابداع او نیست و بهتر بود در آن بر نحوه &amp;amp;rlm;خاص وجود انسان &amp;amp;rlm;تأکید می&amp;amp;rlm;کرد. انسان مرکبی انضمامی &amp;amp;rlm;از نفس و بدن است. درک ما از وجود نفس ادراکی&amp;amp;rlm; بدیهی است و به آثار نفس ناطقه علم حضوری داریم. بدن جسمِ آلی طبیعی است که نفس کمال نخستین آن است. بدن مادی، ولی نفس جوهری مجرد است &amp;amp;rlm;که بدن را به‌مثابه ابزاری برای تحقق کمالاتش به کار می&amp;amp;rlm;گیرد. نفس دارای انواع نباتی، &amp;amp;rlm;حیوانی و انسانی است و پذیرش وجود نفسِ واحد در اجسام گوناگون امری محال است. نفس انسانی قوای گوناگونی دارد که برخی را از مراتب پیشینش همراه دارد و با تجهیزش به مرتبه ناطقه بر آن‌ها برتری می&amp;amp;rlm;یابد. استکمال این نفس در اتصاف به ملکه عدالت و رسوخ صور&amp;amp;rlm; معقول &amp;amp;rlm;در آن و اتصال به عقل مستفاد است. تبیین &amp;amp;rlm;این اندیشه&amp;amp;rlm;ها به ضمیمه برخی مناقشه&amp;amp;rlm;های پیرامونشان از دستاوردهای مقاله حاضر است که با روش توصیفی از نوشته&amp;amp;rlm;های وی استخراج و تحلیل شده است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>چیستی و چگونگی ارزیابی تحصیلی براساس مبانی فلسفۀ اسلامی</title>
      <link>https://jipt.sbu.ac.ir/article_107134.html</link>
      <description>در این نوشتار سعی می‌شود، براساس مبانی فلسفۀ اسلامی، ارزیابی تحصیلی تعریف و برای این تعریف روشی معین ارائه شود. این مسئله به روش تحلیلی ـ اسنادی مبتنی بر نظریه‌ای برآمده از فلسفۀ اسلامی در حوزۀ یادگیری بررسی می‌شود. این بررسی نشان می‌دهد که براساس چیستی ارزیابی می‌بایست فرایندی مبتنی بر مبانی فلسفی طراحی شود که باعث شکل‌گیری شناختی درجه‌دوم به فرایند یادگیری می‌شود. ازآنجاکه طبق مبانی فلسفۀ اسلامی نقطۀ ثقل در یادگیری ایجاد اتحاد وجودی بین یادگیرنده و محتوای یادگیری است، در این طراحی می‌بایست سنجه‌هایی براساس نحوۀ شکل‌گیری اتحاد وجودیِ لازم در نظر گرفته شوند. همچنین، طبق مبانی فلسفۀ اسلامی، مناسب‌ترین هدف برای یادگیری تغییر رفتار نسبتاً پایدار است. ازاین‌رو، باید براساس نحوۀ ایجاد کردن تغییر نسبتاً پایدار در فلسفۀ اسلامی، کیفیت تحقق این هدف نیز ارزیابی شود. در این خصوص، لازم است نحوۀ احصا و سنجش این امور بررسی شود و، براساس آن، طریقۀ اجرای ارزیابیِ تحصیلی ارائه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش الهیات آرماگدون در حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران</title>
      <link>https://jipt.sbu.ac.ir/article_107003.html</link>
      <description>این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی انتقادی بکارگیری روایت‌های آخرالزمانی، به‌ویژه روایت‌های برگرفته از شاخه‌ خاصی از تقدیرگرایی مسیحی، به‌عنوان توجیه الهیاتی برای اقدام نظامی پیشگیرانه و پیشدستانه علیه برنامة هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد. سوال اصلی تحقیق عبارت است از اینکه الهیات آرماگدون در حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران چه نقشی داشته است؟ تحقیق براین فرضیة اصلی استوار است که استفاده از «الهیات آخرالزمانی» و استناد به «آرماگدون» (نبرد نهایی در کتاب مکاشفه یوحنا) برای دفاع و توجیه حمله نظامی به‌کشورهای مستقل و دارای حاکمیت، نشان‌دهنده سوءبرداشت اساسی و ابزاری‌سازی متون مقدس است که اعتقادات الهیاتی دربارة پایان جهان را به ابزارهای سیاسی خطرناک تبدیل می‌کند. این مطالعه نتیجه می‌گیرد که روایت آرماگدون، هنگامی که در سیاست خارجی به‌عنوان یک ابزار استفاده شود، به‌طرز خطرناکی موجب تضعیف هنجارهای حقوقی و اخلاقی می‌شود. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که اقدام نظامی علیه تهدیدات در حال ظهور با استناد به نمادهای دینی، موجب تضعیف اصل منع توسل به‌زور، تضعیف سیستم امنیت دسته‌جمعی، تضعیف مکانیسم‌های چندجانبه شده و نظم حقوقی بین‌المللی را بی‌ثبات می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سکوت خدا، جنگ و مسئولیت اخلاقی: واکاوی انتقادی گذار از تئودیسه کلاسیک به الهیات صلح با تأکید بر آموزه قرآنی «تدافع»</title>
      <link>https://jipt.sbu.ac.ir/article_107061.html</link>
      <description>مسئله شرور گزاف، به‌ویژه در بستر جنگ‌های ویرانگر و خشونت‌های جمعی، همواره به‌عنوان «سنگ لغزش» ایمان دینی و چالش‌برانگیزترین معما برای الهیات توحیدی شناخته شده است. شکاف عمیق میان «انتظار مداخله الهی» برای نصرت مظلومان و واقعیت تاریخی «سکوت و غیاب خدا» در میانه‌ی کشتار، پرسشی را فراتر از ساحت انتزاعی فلسفه دین، و در متن تجربه زیسته قربانیان مطرح می‌سازد. این پژوهش با اتخاذ روشی تحلیلی-پدیدارشناسانه و با رویکردی تطبیقی میان الهیات پساهولوکاست و حکمت اسلامی، می‌کوشد فرضیه «غیاب استراتژیک» را جایگزین تبیین‌های سنتی تئودیسه (عدل الهی) کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که الهیات کلاسیک (آگوستینی-توماسی) با تقلیل جنگ به «آزمون» یا «تأدیب»، ناخواسته عاملیت اخلاقی انسان را در سایه مشیت الهی تعلیق می‌کند. در مقابل، این پژوهش با بازخوانی انتقادی مفهوم «پنهان‌بودگی الهی» و استناد به قاعده قرآنی «تدافع» (بقره: ۲۵۱)، استدلال می‌کند که سکوت خدا در جنگ، نه دال بر بی‌تفاوتی یا ناتوانی، بلکه شرط انتولوژیک برای تحقق «مسئولیت رادیکال» انسان است. در این پارادایم، صلح نه یک موهبت متافیزیکی که با معجزه نازل شود، بلکه پروژه‌ای تماماً انسانی است که دقیقاً در غیاب مداخله مستقیم الهی معنا می‌یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Moral and Theological Responsibility in AI-Based Warfare: A Theological Critique of Wolfgang Engelhardt approach</title>
      <link>https://jipt.sbu.ac.ir/article_107125.html</link>
      <description>Artificial intelligence has fundamentally transformed the nature of contemporary warfare by increasingly replacing or mediating human judgment in military decision-making. Unlike earlier military technologies, AI systems are capable of participating in surveillance, target identification, threat assessment, and, in some cases, lethal operations themselves. This development has generated profound ethical and theological challenges, particularly concerning moral agency, responsibility, and human dignity in warfare. This article critically examines Wolfgang Engelhardt’s theological analysis of AI-based warfare and autonomous weapon systems (AWS), focusing on his account of moral responsibility and the crisis of human agency in algorithmic warfare. The study argues that Engelhardt correctly identifies the theological dangers posed by autonomous systems, especially the erosion of moral intention, the diffusion of accountability, and the reduction of human beings to computational objects. However, his framework remains primarily diagnostic and insufficiently developed regarding distributed forms of responsibility in technologically mediated warfare. The article therefore proposes a constructive theological approach grounded in meaningful human control, identifiable moral accountability, and the preservation of human dignity. Ultimately, the article argues that the central theological challenge of AI warfare is not technology itself, but the displacement of human moral responsibility within increasingly automated systems of violence.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی چالشهای فلسفه تطبیقی در ایران معاصر</title>
      <link>https://jipt.sbu.ac.ir/article_107404.html</link>
      <description>فلسفه تطبیقی در ایران، تاکنون سه دوره متقدمین، متاخرین و معاصرین را پیموده است. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی چالشهای فلسفه تطبیقی در دامنه مکانی و زمانی ایران معاصر است که با روش توصیفی-تحلیلی به آسیب‌شناسی چالشها و موانعی می‌پردازد که موجب کندی حرکت فلسفه تطبیقی شده است. یافته-ها حاکی از آن است که فلسفه تطبیقی در دوره معاصر، با طرح معنای نوین، از مدل تناسب اورسل عبور کرده و به مدل حکمت تطابقی هانری کربن رسیده است. پس از او نیز، سه جریان تداوم رویکرد کربن در کسانی چون ایزوتسو و جریان تقابل در برخی از روشنفکران و جریان تمایز مانند نوصدرائیان شکل می‌گیرد. وجود دو زیست بوم حوزوی و دانشگاهی و دو رویکرد قاره‌ای و رویکرد نزدیک به تحلیلی از دیگر ویژگیهای دوره معاصر است. نتیجه: چالشها و موانعی چون، بن‌بستهای تکرارشونده بر سر مقدماتی مانند چیستی فلسفه و تطبیق، نفی طرفین مقایسه، وجود نظریات بدیل، فقدان برقراری نسبت با فرهنگ کنونی، از جمله مواردی است که نیازمند آسیب‌‌شناسی بوده تا فلسفه تطبیقی در ایران به رشد و حرکت خود ادامه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تحلیلی- انتقادی نسبت مفاهیم ارزشی با اقسام مفاهیم کلی با تاکید بر دیدگاه های علامه مصباح یزدی</title>
      <link>https://jipt.sbu.ac.ir/article_107406.html</link>
      <description>دیدگاه رایج از اندیشه علامه مصباح یزدی، با تکیه بر نظریه «ضرورت بالقیاس»، مفاهیم ارزشی -چه در ناحیه مسند و چه مسند الیه- را تماماً  «معقول ثانی فلسفی» قلمداد می کند؛ چرا که از روابط نفس‌الامری میان فعل (رفتار) و نتیجه آن حکایت می‌کنند. نوشته حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با تاکید بر ظاهر کلمات علامه مصباح در آثار ایشان درصدد بازنگری دقیق تر نسبت به این دیدگاه است. یافته‌های این پژوهش نشان می دهد که در هندسه معرفتی علامه مصباح، مفاهیم ارزشی دارای ساختاری «ذو‌وجهین» (دو لایه) هستند: ۱. از حیث «منشأ انتزاع» و «ملاک صدق»، به روابط علیّ (ضرورت بالقیاس) تکیه دارند (وجه اشتراک با معقولات فلسفی)؛ ۲. اما از حیث «ساختار مفهومی» و «کارکرد»، دارای ویژگی‌های  همچون «عاریتی بودن»، «نمادین(سمبولیک) بودن»، «تقیّد به قیود انسانی» و «قالب انشائی» هستند که در معقولات فلسفی محض راه ندارد. مقاله حاضر با صورت‌بندی این ویژگی‌ها،  در صدد امکان سنجی پذیرش نوعی مستقل از مفاهیم کلی با تاکید بر اندیشه علامه مصباح است؛ مفهوم واحدی که برای تبیین دقیق نحوه گذر از «هست» به «باید» و جمع میان رئالیسم اخلاقی و زبان انشائی امری لازم به نظر می رسد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
