وضعیت هستی‌شناسانۀ طبایع چهارگانه در چهارچوب طبیعیات جابر بن حیان؛ تمایزها و شباهت‌های آن با سنت‌های پیشین

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسنده

گروه تاریخ علم، پژوهشکده تاریخ و فلسفه علم، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.

چکیده

طبایع چهارگانه جایگاهی ویژه و مهم در نظریات فلسفه طبیعی جابر بن حیان دارند، تا جایی که می‌توان فلسفه طبیعی او را «فیزیک طبایع» نامید. کمتر متنی از متون اصلی منسوب به جابر را می‌توان یافت که در آن از طبایع به‌تفصیل سخن نرفته باشد. از منظر تاریخی، شباهت‌های بسیاری میان نظریات جابر با فیلسوفان طبیعی پیش از او در باب طبایع چهارگانه وجود دارد، اما بعضی از ادعاهای او فرضیه متمایز بودن نظریه جابر را به‌ویژه از حیث هستی‌شناسی یا آنتولوژیک طبایع مطرح می‌کنند. اساس نظر جابر متأثر از نگاه کاملاً عمل‌گرایانه اوست این است که کیفیات هویاتی مستقل و البته مجسم‌اند که مانند مواد فیزیکی قابلیت ترکیب با هم را دارند یا امکان تجزیه آن‌ها از یکدیگر وجود دارد. بااین‌حال، این فرضیه یعنی متمایز و بدیع ‌بودن ادعای جابر مستلزم تحلیل و تطبیق نظریات مفصل او در موضوع طبایع با سنت‌های فیزیکی مطرح و مشهور پیش از او یعنی سنت فلسفه طبیعی ارسطویی، افلاطونی، رواقی و نوافلاطونی است. مسئله اصلی این مقاله تبیین وضعیت آنتولوژیک طبایع چهارگانه نزد جابر و سنجش میزان تمایز آن براساس متون و محتواهای مرتبط با موضوع است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Ontological Status of the four Natures in Jabir ibn Hayyan’s Natural Philosophy: Its differences and similarities with antecedent traditions

نویسنده [English]

  • amin Motavallian
Department of History of Science, Faculty of History and Philosophy of Science, IHCS, Tehran, Iran.
چکیده [English]

The four natures hold a special and important place in the natural philosophy theories of Jabir ibn Hayyan, to the extent that his natural philosophy can be termed "the physics of natures." Few primary texts attributed to Jabir can be found that do not discuss the natures in detail. From a historical perspective, there are many similarities between Jabir's theories and those of natural philosophers before him regarding the four natures; however, some of his claims raise the hypothesis that Jabir's theory is distinct, particularly in terms of the ontology of the natures. The basis of Jabir's view, influenced by his thoroughly pragmatic perspective, is that qualities are independent, embodied entities that, like physical materials, can combine with one another or be separated from each other. Nevertheless, this hypothesis—the distinctiveness and novelty of Jabir's claim—requires analyzing and comparing his detailed theories on the subject of natures with the prominent and well-known physical traditions preceding him, namely the Aristotelian, Platonic, Stoic, and Neoplatonic traditions of natural philosophy. The main issue of this article is to explain the ontological status of the four natures in Jabir's thought and to assess the degree of its distinctiveness based on texts and content related to the subject.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Jabir ibn Hayyan
  • four natures
  • natural philosophy
  • Stoics
  • Neoplatonists
ارسطو (1377). در کون و فساد، ترجمه اسماعیل سعادت. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.
ارسطو (1403). فیزیک، ترجمه اسماعیل سعادت، بازنگری و ویرایش حسین معصومی همدانی. تهران: انتشارات هرمس.
اسماعیلی، محمد جواد و مشایخی، سینا (139۴). نظریه «اتصال» در طبیعیات رواقی. فصلنامه تاریخ فلسفه، ۶(۱)، ۶۵-۹۶.
افلاطون (1366). دوره آثار افلاطون، ترجمه محمد حسن لطفی، جلد سوم. تهران: انتشارات خوارزمی.
جابر بن حیان(2008)، رساله الحدود، به تصحیح پیرلوری. لبنان: دار و مکتبه بیبلیون.
جابر بن حیان (۱۳۵۴ق-الف). کتاب الِاخراج من القوه الی الفعل، از مجموعه مختار رسائل به تصحیح پُل کِراوس. قاهره: مکتبه الخانْجی.
جابر‏ بن ‏حیان (۱۳۵۴ق-ب). کتاب التجمیع، از مجموعه مختار رسائل به تصحیح پل کراوس. قاهره: مکتبه الخانجی.
جابر ‏بن ‏حیان (۱۳۵۴ق-ج). کتاب التصریف، از مجموعه مختار رسائل به تصحیح پل کراوس. قاهره: مکتبه الخانجی.
جابر ‏بن ‏حیان (۱۳۵۴ق-د). کتاب السبعین، از مجموعه مختار رسائل به تصحیح پل کراوس. قاهره: مکتبه الخانجی.
جابر ‏بن ‏حیان (۱۳۵۴ق-ه‍). کتاب المیزان الصغیر، از مجموعه مختار رسائل به تصحیح پل کراوس. قاهره: مکتبه الخانجی.
جابر‏ بن‏ حیان (1893). کتاب ‏الحبیب، به تصحیح بِرتِلو. پاریس: مطبعه الدولیه.
متولیان، امین (1398). آیا می‏توان قانون میزان جابری را قانونی ذاتی‏گرا دانست؟ فلسفه علم، ۹(۱)، ۶۱-۸۲.