فایده‌مندی تقسیم مشهور علم به بدیهی و نظری در منطق تصدیقات

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسنده

دانش آموخته دکتری،فلسفه تطبیقی، دانشگاه قم (نویسندة مسئول)

چکیده

غالب منطق‌دانان مسلمان، علم حصولی را با ملاک فکر به بدیهی و نظری تقسیم می‌کنند. هدف این پژوهش، بررسی مفیدبودن این تقسیم در منطق تصدیقات است. فایدة اصلی این تقسیم با غرض رسیدن به حقیقت در دانش منطق، نشان‌دادن نیاز به منطق در گذر از گزاره‌های بدیهی به گزاره‌های نظری است؛ اما در بدیهیات به دلیل یقینی بودنشان، نیازی به این دانش نیست. با تحلیل فکر و قضایای مختلف بدیهی به این نتیجه می‌رسیم که «بداهت» نمی‌تواند عامل یقینی بودن تصدیق باشد چراکه برخی بدیهیاتِ افرادِ دیگر از نظر ما کاذب است. یقینی بودن هرکدام از بدیهیات به عاملی غیر از بداهت آن‌ها مربوط است. هرچند همة بدیهیاتِ ما برای خودمان یقینی است اما در سنجش افکار دیگران به عامل تصدیقِ شخصِ مقابل توجه نداریم و استدلال او را از حیث قواعد صوری و مادی استدلال، بررسی می‌کنیم. فکر در هیچ مبحثی در منطق به‌جز تقسیم علم به بدیهی و نظری موردبحث واقع نشده و این شاهدی بر مفیدنبودن این تقسیم است. تقسیم جایگزین، با ملاک وجود یا عدم وجود استدلال، علم را به مبنایی و بنایی تقسیم می‌کند. بررسی صحت استدلال در تصدیق‌های بنایی، در دانش منطق صورت می‌گیرد. منطق تصدیقات، علم خطایابی در استدلال است نه فکر.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Usefulness of the Famous Division of Science into Obvious and Theoretical in Logic of Affirmations

نویسنده [English]

  • Mojtaba Ghorbani Hamedani
PhD Student, Comparative Philosophy, Qom University (Corresponding Author)
چکیده [English]

Most Muslim logicians divide the acquired science into the obvious and theoretical with the criterion of thought. The purpose of this study is to investigate the usefulness of this division in the logic of affirmations. The main benefit of this division, with the aim of finding out the truth in the science of logic, is to show the need to the science of logic in moving from the obvious propositions to theoretical ones; but in relation to the obvious immediate perceptions, because of their being certain, there is no need for this science. Analyzing the thought and various obvious propositions, we can conclude that "obviousness" cannot be a factor in the certainty of affirmation, because some of other people's immediate perceptions are false in our view. The certainty of each immediate perception is related to factors other than their being obvious. Although all our immediate perceptions are certain for us, we do not pay attention to the other people's acknowledgment factor in evaluating their thoughts. We examine their arguments in terms of the formal and material rules of reasoning. The thought is not discussed anywhere in the science of logic except in the division of science into the obvious and the theoretical, and this is a proof of the uselessness of this division. An alternative division, based on the existence or absence of argument, divide science into sub-structural and super-structural. The validity of the argument in super-structural affirmations is checked in the science of logic. The logic of affirmations is the science of error detection in reasoning, not thought.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Definition of logic
  • Obvious
  • theoretical
  • thought
  • Foundationalism
ابن‌سینا، حسین‌بن عبدالله،  الشفاء، ابراهیم بیومی مدکور، سعید زاید، احمد فؤاد اهوانی، طه حسین پاشا، و ابوالعلاء عفیفی، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی، 1405.
______، رسالة منطق دانشنامة علائی، محمدمعین و محمد مشکوه، همدان، دانشگاه بوعلی‌سینا، ۱۳۸۳.
______، منطق المشرقیین، قم، کتابخانة آیت‌الله مرعشی، 1364.
______،  التعلیقات، عبد الرحمن بدوی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1404.
ارسطو،  منطق ارسطو، ترجمة ادیب سلطانی، تهران، مؤسسة انتشارات نگاه، 1378.
______، منطق ارسطو، عبدالرحمن بدوی، کویت – بیروت، وکالـة المطبوعات – دارالقلم، 1980.
افلاطون،  مجموعه آثار افلاطون، ترجمة محمد حسن لطفی و رضا کاویانی، تهران، خوارزمی، 1366.
انصاری، محمدبن جابر، تحفـة السلاطین، احد فرامز قراملکی و زینب فنی اصل و فرشته مسجدی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، 1386.
بهمنیار بن المرزبان،  التحصیل، مرتضی مطهری، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1375.
پورموسوی، مهدی، «بداهت همة تصورات، نظریه‌ای قابل دفاع»، معارف عقلی، 17(زمستان 1389)، 58-33.
‌‫جرجانی، علی بن محمد، التعریفات، محمد باسل عیون سود، بیروت، دارالکتب العلمیـة، منشورات محمد علی بیضون، 1421.
جوادی آملی، عبدالله،  رحیق مختوم(ج یک از بخش اول)، قم، اسراء، 1389.
حسین‌زاده، محمد، مؤلفه‌ها و ساختارهای معرفت بشری؛ تصدیقات یا قضایا، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1393.
حلی، حسن بن یوسف،  الجوهر النضید، قم، بیدار، 1371.
______،  القواعد الجلیـة فی شرح الرسالـة الشمسیـة، قم، مؤسسـة النشر الاسلامی، 1412.
خونجی، محمد بن نامور، کشف الاسرار عن غوامض الافکار، خالد الرویهب، تهران، مؤسسة پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۷۳.
رازی، قطب الدین، شرح مطالع الانوار فی المنطق، قم، کتبی نجفی، بی‌تا.
ساوی، زین الدین بن سهلان،  البصائر النصیریـة فی علم المنطق، حسن غفارپور مراغی، محمد عبده، تهران، شمس تبریزی، ۱۳۸۳.
سبزواری، ملاهادی، شرح المنظومـة، حسن حسن زاده آملی و مسعود طالبی، تهران، نشر ناب، ۱۳۶۹.
سهروردی، شهاب الدین، حکمـة الاشراق، هانری کربن و سید حسین نصر و نجفقلی حبیبی، تهران، مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۵.
شیرازی، قطب الدین،  درة التاج، سیدمحمد مشکوة، تهران، حکمت، ۱۳۶۹.
______، شرح حکمـة الاشراق ، مهدی محقق و عبدالله نورانی، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۳.
صدرالمتالهین، محمد بن ابراهیم،  التنقیح فی المنطق، غلامرضا یاسی‌پور، تهران، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، ۱۳۷۸.
______،  الحکمـة المتعالیـة فی الأسفار العقلیـة الأربعـة، قم، مکتبـة المصطفوی، ۱۳۶۸.
الصفوی الایجی، عیسی بن محمد،  شرح الغرة فی المنطق، بیروت، دار المشرق، 1983.
طباطبایی، سیدمحمدحسین، اصول فلسفه و روش رئالیسم، مرتضی مطهری، تهران، صدرا، ۱۳۸۳.
طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، احمد حسینی اشکوری، تهران، مکتبـة المرتضویـة، ۱۳۷۵.
طوسی، خواجه نصیرالدین،  اساس الاقتباس، مدرس رضوی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۱.
______، شرح الاشارات و التنبیهات، قم، دفتر نشر الکتاب، بی‌تا.
عارفی، عباس،  بدیهی و نقش آن در معرفت شناسی، قم، مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۹.
فارابی، ابونصر،  المنطقیات، محمدتقی دانش‌پژوه، قم، مکتبـة آیـة اللّه المرعشی، ۱۴۰۸.
فخررازی، محمد، الرسالـة الکمالیـة فی الحقائق الالهیـة، علی‌محی‌الدین، بیروت، دارالکتب العلمیـة، منشورات محمدعلی بیضون، ۲۰۰۳.
______، شرح عیون الحکمـة، احمدعلی سقا و محمد حجازی، تهران، مؤسسـة الصادق (علیه‌السلام)، ۱۳۷۳.
______، شرح الاشارات و التنبیهات، علیرضا نجف زاده، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۴.
______، منطق الملخص، احد فرامرز قراملکی و آدینه اصغری‌نژاد، تهران، دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، ۱۳۸۱.
مصباح یزدی، محمد تقی،  آموزش فلسفه، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۶.
______، تعلیقـة علی نهایـة الحکمـة، قم، مؤسسة در راه حق، ۱۴۰۵.
مظفر، محمدرضا،  المنطق، قم، اسماعیلیان، ۱۳۶۶.
معلمی، حسن،  معرفت شناسی، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، ۱۳۸۳.
الیزدی، مولی عبدالله،  الحاشیـة علی تهذیب المنطق، قم، مؤسسـة النشر الاسلامی، 1412.